بگو اى محمّد مر اين جاهلان خدانشناس را كه : اى جاهلان مرا به غير خداى ميفرمائيد پرستيدن ؟ !
[ وَ لَقَدْ أُوحِيَ ]
بدرستى كه وحى فرستادند به تو و بپيغمبرانى كه پيش از تو بودند و گفتند : اى محمّد اگر تو شرك آرى هر آينه عمل تو باطل گردد و تو از جملهء خاسران و زيانكاران باشى ، مراد با حباط نفى وقوع است بموقع قبول يعنى هر كه شرك آرد اعمالى كه كرده باشد نه بر آن وجه بود كه بجاى قبول بود
[ بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ ]
نه كه خدايرا پرست « 1 » و از جملهء شاكران باش و اين وقتى بود كه مشركان رسول را گفتند : بتان ما را استلام « 2 » كن تا به تو ايمان آريم ويرا فرمودند كه بگوى كه : مرا فرمودهاند كه خدايرا پرست و از جملهء شاكران باش
[ وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ]
خدايرا تعظيم نكردند سزاى تعظيم كردنش و ندانستند حقّ دانستنش چون غير خداى را پرستيدند و رسول را بعبادت او فرمودند آنگه تنبيه كرد ايشان را بر عظمت خود بر طريق تخييل به آنكه گفت :
[ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً ]
زمين با همه عظمت و بزرگى كه ويراست يك قبضهء ويست و در يك كف قدرت وى روز قيامت يعنى در دست تصرّف وى بىمانعى و منازعى بلكه همگنان زايل گردد و آسمانها بدست قدرت و يمين تمكين وى درنورديده گردد
[ سُبْحانَهُ ]
پاك است و منزّه آن خداى كه قدرت بر كمال او اينست و صد هزار چندين از آنچه بوى شرك مىآرند و انباز « 3 » ميگيرند .
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و خداى را پرست و جز او را مپرست ؛ و تقديم ذكر [ الله ] را بر فعل فايده اين است » يعنى تقديم مفعول بر فعل مفيد حصر است .
( 2 ) در قاموس گفته : « هو لا يستلم على سخطه لا يصطلح على ما يكرهه » و در تاج - العروس در شرح آن گفته : « فالاستلام هنا بمعنى الاصطلاح » پس مراد اين است كه با بتان ما سازش كن و با آنها مدارا نما .
( 3 ) در بعضى نسخ « همباز » و آن بر وزن و معنى « انباز » است .