پيش از آنكه گويد تنى كه : اى حسرتا و اندوها بر آنچه تقصير كردم در طاعت خداى تعالى و امتثال امر وى و آنكه من از جملهء مستهزئان بودم قتاده گفت : او را بس نبود كه در طاعت خداى تعالى تقصير كرد تا با تقصير طاعت كنندگان را استهزا كرد ابو صالح گفت : در بنى اسرائيل مردى بود عالم و عابد و خداوند مال ؛ ابليس وى را وسوسه كرد و گفت : اى مرد از دنيا نصيبى بردار آنگه توبه كن ، او بغرور ابليس فريفته شده مال خود در معصيت صرف ميكرد تا يكروز ناگاه ملك الموت پيش وى آمد او گفت : تو كيستى ؟ - گفت : من ملك الموتام آمدهام تا جان تو بردارم آن مرد گفت :
[ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ ]
خداى تعالى حكايت او با رسول بكرد
[ أَوْ تَقُولَ ]
يا گويد كه : اگر خداى تعالى مرا هدايت كردى من نيز متّقى بودمى . اين كافر فاسق مذهب او هم جبر بوده است تا مع كفره قدرى باشد ، يا گويد : آنگه كه عذاب دوزخ بيند : اگر مرا بازگشتى باشد با دنيا آنگه من از جملهء نيكوكاران باشم
[ بَلى قَدْ جاءَتْكَ ]
آرى آمد به تو آيات من ؛ پس تو آن را تكذيب كردى و استكبار و گردنكشى نمودى و از جملهء كافران بودى .
[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 60 تا 63 ]
وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ ( 60 ) وَ يُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 61 ) اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ( 62 ) لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 63 )
و روز قيامت بينى تو كسانى را كه بر خداى تعالى دروغ گفتند رويهاى ايشان سياه و تاريك
[ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ ]
اى « 1 » نيست در دوزخ جاى مقام كردن كافران متكبّر و گردنكش را ؟ يعنى هست
[ وَ يُنَجِّي اللَّهُ ]
و نجات دهد خداى تعالى پرهيزگاران را از دوزخ بسبب فوز و ظفر ايشان بطاعت دارى و پرهيزگارى چنان كه بايشان نرسد هيچ بدى و هيچ
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « هى » و مراد استفهام است يعنى آيا .