تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
خلاف كنند توئى كه قادرى برين حكم كن ميان ايشان و داد مظلومان از ظالمان بستان مندز الثورى « 1 » گفت كه : نزديك ربيع خثيم حاضر بودم مردى در آمد از آنان كه بقتل حسين على عليهما السلام حاضر بودند ربيع گفت كه : شمائيد كه سر نبيرگان مصطفى بر فتراكها آويخته آورده‌ايد بخداى كه كسانى را كشته‌ايد كه اگر مصطفى زنده بودى بوسه بر لب و دندانهاى ايشان ميدادى آنگه اين آيت بخواند كه
« قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
الاية .

[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 47 تا 48 ]

وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لافْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ( 47 ) وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ( 48 ) و اگر باشد كسانى را كه در دنيا ظلم كرده‌اند در آخرت آنچه در همهء زمين باشد از ملك و مال و هم چندان ديگر با آن و ايشان خواهند كه با اين همه خود را از سختى عذاب بازخرند در روز قيامت كس ايشان را بازنفروشد تا ايشان اين را فداى نفس خود گردانند انس مالك گفت : روز قيامت خداى تعالى گويد با كسى كه هيچ كس را عذاب از وى كمتر نباشد در دوزخ كه : اگر ملك دنيا ترا باشد امروز بفداى خويش كنى تا ازين عذاب برهى ؟ - گويد : آرى ، خداى تعالى گويد : من در دنيا از تو كمتر ازين خواستم اجابت نكردى و به من شرك آوردى
[ وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ]
و ظاهر شود ايشان را روز قيامت آنچه در دنيا گمان نبرده باشند و در حساب نياورده سدّى گفت : آنچه در دنيا گمان برده باشند كه حسناتست چون بنگرند سيّئات باشد براى آنكه نه بر آن وجه كرده باشند كه خداى تعالى فرموده باشد محمّد بن المنكدر را ديدند كه بر در مرگ جزع ميكرد ويرا گفتند : از مرگ ميترسى ؟ - گفت : نه از آيتى ميترسم كه در كتاب خداى تعالى است و هو قوله :
[ وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ]
هامش
( 1 ) خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « المنذر بن يعلى الثورى ابو يعلى الكوفى عن ابن الحنفية و سعيد بن جبير و طائفة ، و عنه سعيد بن ابى راشد و الاعمش و طائفة ؛ موثق » .