تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
داريد به راه دوزخ تا بدان راه روند بدوزخ و پيش از آنكه بدوزخ روند بر پل بداريد ايشان را كه ازيشان سؤال خواهند كردن و بخواهند پرسيدن از آنچه كرده‌اند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : روز قيامت هيچ كس را نگذارند كه قدم از قدم بر دارد تا آنگه كه از پنج چيزش بپرسند « 1 » عن شبا به فيما أبلاه ، و عن عمره فيما أفناه ، و عن ما له من اين اكتسبه و اين وضعه ، و ماذا عمل فيما علم ، از جوانى تا در چه بپيرى « 2 » رسانيد ، و از زندگانى تا در چه به آخر برد ، و از مال تا از كجا كسب كرد و در چه صرف كرد ، و از عملش تا بدانچه دانست چه عمل كرد « 3 » ؟ و از سعيد جبير روايت است كه : اين سؤال از ولايت علىّ بن أبي طالب باشد تا بوى تولّا كرد يا نكرد
[ ما لَكُمْ ]
چيست شما را اى كافران كه نصرت يكديگر نمىكنيد و انتقام نميكشيد ؟ گفتند كه : اين جواب ابو - جهل است كه او گفت : « نحن جميع منتصر »
[ بَلْ هُمُ الْيَوْمَ ]
نه كه ايشان امروز تن در داده‌اند و گردن بنهاده آنگه گفت كه : ايشان روى به يكديگر آرند و از يكديگر سؤال كنند و ملامت يكديگر كنند رؤسا از اتباع و سفله پرسند و ايشان از رؤسا پرسند با يكديگر خصومت كنند اتباع و فروتران گويند : شما از دست راست ما درآمديد « 4 » و ما را غرور و فريب داديد تا ما اين راه را اختيار كرديم ، و گفتند كه از سر سوگند درآمديد « 5 » و با ما سوگند خورديد كه راه اينست ، و گفتند : از سر قهر و غلبه آمديد و بقهر ما را از حقّ باز داشتيد آنگه رؤسا و مهتران و پيشوايان ايشان جواب دهند و گويند : نه كه شما خود مؤمن نبوديد اختيار ايمان نكرديد ما را بر شما حجّتى و برهانى و غلبهء نبود شما گروه طاغى و ياغى بوديد از حدّ درگذشتيد و فرمان پيغمبران و اهل حقّ نبرديد .
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « نپرسند » . ( 2 ) در نسخهء قديمى : « در پيرى » . ( 3 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و فى خبر آخر : و عن ولايتنا اهل البيت . » ( 4 ) اين تعبير كنايه از فريب دادن است به تفصيلى كه در عرب معروف و در تفسير ابو الفتوح مذكور است . ( 5 ) در بعضى نسخ « در آمدى » و همچنين در همهء افعال آينده تا « نبرديد » مفرد بجاى جمع آورده طبق اصطلاح ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود .