الحمّى حظّ كلّ مؤمن من النّار ؛ يعنى تب نصيب هر مؤمنى است از دوزخ ؛ مراد از ورود حضور است نه دخول بر قول عبد اللّه مسعود ، و قتاده و عكرمه گفتند كه : ورود دخولست و الّا آنست كه آيت خاصّ است بكافران دون مؤمنان . آنان كه گفتند كه : مراد از ورود حضور است گفتند كه : اگر نه چنين باشد هيچكس نماند از پيغمبران و امامان الّا كه بدوزخ شوند و اين خلاف إجماع است . ديگر آنكه خداى تعالى گفت : انّ الّذين سبقت لهم منّا الحسنى اولئك عنها مبعدون لا يسمعون حسيسها ؛ گفت كه : مؤمنان از دوزخ دور باشند و آواز آتش نشنوند و كسى كه در دوزخ شود چگونه آواز آتش نشنود ؟ ! پس ورود حضور باشد چنان كه گفت : و لمّا ورد ماء مدين . و آنان كه گفتند كه :
بمعنى دخول است تمسّك كردند به اين آيت كه : انّكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم أنتم لها واردون ، و روايت كردهاند كه : ابو سمير گفت كه : ما را در بصره خلاف افتاد در ورود ، روزى جابر بن عبد اللّه انصارى را ديدم از وى پرسيدم ، وى اشارت به گوش كرد و گفت : اين هر دو گوش من كر باد اگر نه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدهام كه ميگفت :
ورود دخولست و هيچ برّ « 1 » يا فاسق نماند الّا كه در دوزخ شود و لكن دوزخ بر مؤمنان برد و سلامت باشد چنان كه بر ابراهيم خليل ؛ تا دوزخ فرياد كند از مؤمنان و گويد :
جز يا مؤمن فانّ نورك اطفأ لهبى ؛ بگذر اى مؤمن كه نور تو تبش « 2 » مرا فرو نشاند .
و از أبو هريره روايت كردهاند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : هيچ مؤمن نباشد كه وى را سه فرزند بميرد كه وى بيش از تحلّة القسم در دوزخ بماند ؛ يعنى چندانكه سوگند راست شود . حسن بصرى گفت كه : دو برادر بودند يكى روزى بخنديد ، اين برادر ديگر وى را گفت كه : در قرآن هيچ خواندهء كه خلقان همه بدوزخ شوند ؟ - گفت : بلى ، گفت : هيچ جا خواندهء كه همه بيرون آيند ؟ - گفت : نه ، گفت : پس چرا خنديدى ؟
از آن خجل شد ؛ ديگر وى را خندان نيافتند تا آنگه كه بجوار رحمت حق پيوست .
و اخبارى كه بر مرور وارد است از جملهء آن اينست كه عبد اللّه مسعود گفت : صراط
هامش
( 1 ) - « برّ » بفتح باء و تشديد راء بمعنى [ نيكوكار ] است و « أبرار » جمع آنست .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « حرارت » و در تفسير أبو الفتوح ( ره ) : نيك بگذر اى مؤمن كه نور تو درفش آتش من فرو نشاند » ؛ در برهان قاطع گفته : « تبش بفتح اوّل و كسر ثانى بر وزن كشش گرما و گرمى را گويند و مخفّف تابش هم هست كه فروغ و پرتو باشد » .