مراد به اين انسان أبىّ بن خلف الجمحى است كه وى روزى بيامد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفت بر سبيل انكار و استهزا كه : هى من چون بميرم مرا زنده از گور بيرون خواهند آوردن ؟ ! خداى تعالى ردّ كرد گفتار وى را بحجّت ؛ به آنكه گفت كه : اى « 1 » اين آدمى انديشه نمىكند كه ما وى را بيافريديم پيش ازين و او هيچ چيز نبود چون آفريدن وى اوّل بار به روى متعذّر نبود اولى و أحرى « 2 » كه دوّم بار آفريدن هم متعذّر نباشد آنگه قسم ياد كرد و سوگند خورد
[ فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ ]
بحقّ خداى تو اى محمّد كه ما ايشان را حشر كنيم و برانگيزيم با ديوان ؛ و جمع كنيم ميان ايشان .
در خبر است كه خداى تعالى بفرمايد روز قيامت تا هر كافرى را با ديوى كه وى را اغرا و اغوا كرده باشد در سلسلهء با هم بندند ، پس آنگاه حاضر گردانيم ايشان را گرد بر گرد دوزخ به زانو افتاده گروه گروه
[ ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ ]
پس بيرون آوريم از هر گروهى و هر جماعتى كه ايشان متشيّع و متعاون يكديگر بوده باشند آن كسى را كه طغيان و عتوّ وى بر خداى و اوامر وى بيشتر و سختتر بوده باشد و طاغى و ياغىتر يعنى آن كس را كه مجرمتر و گناهكارتر بوده باشد ابتدا بوى كنيم پس آنگه با ديگران
[ ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ ]
پس ما عالمتريم و داناتر به كسانى كه ايشان اوليتر باشند به آنكه به آتش دوزخ معذّب باشند و ملازم آتش دوزخ باشند .
[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 71 تا 72 ]
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ( 71 ) ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا ( 72 )
و هيچكس نباشد از شما الّا كه وى وارد دوزخ باشد « 3 » و اين بر خداى حكم كرده و واجبست يعنى اين وعدهايست از خداى كه لا محاله كائن شود و بباشد جملهء مفسّران برآنند كه اين ضمير [ ها ] راجع بدوزخ است الّا مجاهد كه وى گفت كه : ضمير غير مذكورى است و آن تب است كه آن را حمّى خوانند براى آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است كه :
هامش
( 1 ) - يعنى آيا .
( 2 ) - اولى و أحرى ؛ هر دو بيك معنى است كه « سزاوارتر » باشد .
( 3 ) - پوشيده نماند كه ابو الفتوح ( ره ) در اينجا يعنى در تفسير[ وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها ]بيانات مبسوطترى دارد هر كه طالب باشد رجوع بتفسير وى كند ( ج 3 چاپ اوّل ( ص 484 - 487 ) .