تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
متولّد ، و نورى است از جهت صفاى لون ، و نورى است از طريق مدح ، امّا نور متلألى چون جرم آفتاب و ماه و ستاره است ، و نور متولّد آن شعاع است كه از ايشان بتابد بر ما ، و آنچه از صفاء لون باشد چون نور جواهر ، و هر جسم كه درو صفائى باشد چون آئينه و مانند آن ، و آن نور كه از جهت مدح بود چنان كه گويند : فلان نور العصر و نور البلد ؛ و حقيقت نور جسمى باشد رقيق مضيىء چنان كه ما مىبينيم از شعاع آفتاب و ماه و روشنائى آتش . و حقيقت ظلمت جسمى باشد رقيق محصّص « 1 » بهيئت سواد چنان كه ما ميدانيم از تاريكى هوا در شب ، و چون چنين باشد وصف خداى كردن بنور بر حقيقت روا نباشد امّا بر سبيل مجاز روا بود يا بمعنى منوّر چنان كه عدل بمعنى عادل باشد يا بمعنى هادى بود بر وجه تشبيه ، و ديگر آنكه نور از أمارات حدوث خالى نيست از طلوع و غروب و ارتفاع و هبوط ؛ و خداى تعالى جلّ جلاله « 2 » قديم است . از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت است كه : اللّه نور السّماوات و الارض ؛ يعنى خداى تبارك و تعالى نشر حق كرد در آسمان و زمين تا آسمان و زمين بنور حقّ روشن گشتند ، يا دلهاى اهل آسمان و زمين را بنور حقّ منوّر گردانيد تا حق را بشناختند
[ مَثَلُ نُورِهِ ]
صفت نور او كه كار او عجب است و امر او شگفت همچون صفت چراغ بره « 3 » است در اين ضمير خلاف كردند بعضى گفتند عايدست با نام خداى تعالى يعنى مثال نور خداى در دل بندهء مؤمن و گفتند : مثل نور مؤمن . كعب الاحبار و سعيد جبير گفتند : مثل نور محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . عطيّه از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه مراد بنور طاعت است و طاعت را [ نور ] خواند چنان كه گفت
[ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ ]
يعنى طاعت ايشان از پيش ايشان و جانب راست ايشان ميرود آنگه مثل زد آن نور را بچراغدانى كه درو چراغى باشد و گفتند : [ مشكاة ] كوّهء باشد در ديوار كه آن را منفذى باشد « 4 » مجاهد گفت كه : [ مشكاة ]
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ : « محيص » و در بعضى از آنها : « محتص » ؛ در منتهى الارب گفته : « حصّص الشىء تحصيصا - هويدا شد » پس تصحيح قياسى است ارباب فضل خودشان تحقيق فرمايند . ( 2 ) - جمع دو جملهء دعائيّهء « تعالى » و « جلّ جلاله » در استعمال با هم بعد از لفظ جلالهء « اللّه » در اين تفسير و تفسير أبو الفتوح رازى ( ره ) فراوان در فراوان شده است . ( 3 ) - در برهان قاطع گفته : « چراغ بره بفتح باى ابجد و راى قرشت چراغدان را گويند و به عربى [ مشكوة ] خوانند » . ( 4 ) - در بعضى نسخ نباشد .