اكراه مطلق مىبايد مشروط نمىبايد . گويند كه [ ان ] اگرچه شرط است [ اذا ] هم مخصّص است براى آنكه ظرف است و اين منهى است بر عموم و جواب معتمد آنست كه نهى از چيزى چون مشروط بود لازم نيايد كه حكم آن از غير مشروط بخلاف او بود مگر بدليل خطاب ؛ و دليل خطاب بنزديك محقّقان درست نيست ديگر آنكه اكراه جز با وجود تحصّن نباشد چه اگر اين كنيزكان مريد و راغب باشند باكراه حاجت نباشد و كلمهء [ ان ] را بر [ اذا ] براى آن اختيار كردند تا معلوم شود كه ايشان آن فعل پيش ازين باراده و رغبت كردندى
[ لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا ]
كنيزكان خود بر زنا كردن اجبار مكنيد تا عرض و مال دنيا طلب كنيد و هر كه اكراه كند ايشان را خداى تعالى آمرزنده و مهربانست ، آن كنيزكان را كه باكراه بر زنا داشته باشند بيامرزد و وزر و و بال او بر آن كس باشد كه ايشان را اكراه كرده باشد .