تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
مجاهد و ضحّاك از عبد اللّه عبّاس روايت كردند كه مراد به [ خير ] مال است بيانش : ان ترك خيرا ؛ اى مالا ، و خليل گفت : اين وجه ضعيف است ؛ براى آنكه اگر مراد مال بودى نگفتى كه :
[ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً ]
چنين گفتى كه [ لهم خيرا ] ابو ليلى كندى گفت : سلمان غلامى داشت سلمان را گفت : با من مكاتبه كن ، گفت : مالى دارى ؟ - گفت : نه ، گفت : پس مرا از أوساخ النّاس خواهى دادن ؟ - يعنى از كديه « 1 » و سؤال مردمان « 2 » . ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : سه كس‌اند كه بر خداى واجب است كه ايشان را يارى دهد ؛ مردى كه در سبيل خداى بيرون آيد يعنى بهجرت يا بجهاد ، و مردى كه زن كند تا خداى او را مستغنى كند ، و غلامى كه مكاتبه خواهد از خواجه و نيّت ادا كند . محمّد بن سيرين گفت : مراد بخير اقامت صلاة است يعنى اگر دانيد كه غلام اهل خير است و نماز كن .
[ وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ ]
و بدهيد ايشان را از مال خداى آنكه بشما داد يعنى از مال زكات از جملهء سهم الرّفاب تا در وجه اداى مال كتابت كنند .

تا اين خطاب با كيست ؟ - « 3 »

گفتند : با خداوندان بندگان يعنى محسوب داريد « 4 » ايشان را از حساب زكات
هامش
( 1 ) در يك نسخهء نسبة معتمدى : « گدائى » ؛ و در منتهى الارب گفته : « كديه بالضمّ سختى روزگار » و مراد در اينجا تكدّى و سؤال از مردم است . ( 2 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « ابراهيم و أبو صالح و ابن زيد گفتند : يعنى صدقا و وفاء ؛ مراد صدق و وفاست يعنى اگر در ايشان صدق و وفائى دانيد ، طاوس گفت : مراد مال است و امانت ؛ شافعى گفت : اوليتر تفسيرى كه لايق است به اين آيت مال است و امانت يا كسب و امانت . بهرى گفتند : اگر غلام عاقل و بالغ باشد ؛ براى آنكه با ديوانه و كودك كتابت درست نباشد ؛ اين مذهب ماست و مذهب شافعى . ابو حنيفه گفت : با كودك درست باشد چون مراهق باشد و مميّز مكاتبه درست باشد هم حالّ و هم مؤجّل ؛ و ابو حنيفه هم اين گفت ، و شافعى گفت : درست نباشد الّا بأجل و أقلّش دو نجم باشد و اگر مكاتبه كنند با ديوانه كتابت درست نباشد اگر مال مكاتبه بدهد آزاد نشود ، و شافعى را دو قول است يكى آنكه درست باشد يكى آنكه فاسد » . ( 3 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « آنگه خلاف كردند كه خطاب با كيست » . ( 4 ) مراد اينست كه شما اى خداوندان بنده محسوب داريد ايشان را ، و در بعضى نسخ بصيغهء غايب : « محسوب دارند » و آن هم بتوجيه درست است .