تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
كرديم با فسق و بدليلى با نفى شهادت در سقوط حدّ توقّف كرديم بر دليل ديگر شرعى كه را راه نمود به آنكه به اين استثنا حدّ ساقط نيست گفت : الّا آنكه توبه كنند از پس آنكه قذف كرده باشند و دشنام داده و اصلاح كنند و پشيمان باشند بر آنچه كرده باشند و عزم كنند كه ديگر نكنند و خويشتن را دروغزن كنند آنگه اسم فسق از ايشان زايل شود « 1 » .
[ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ]
بحقيقت كه خداى آمرزنده و مهربانست ؛ بيامرزد و ببخشايد .

[ سوره النور ( 24 ) : آيات 6 تا 10 ]

وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلاَّ أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ( 6 ) وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ ( 7 ) وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبِينَ ( 8 ) وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 9 ) وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ ( 10 ) و آنان كه دشنام دهند زنان خود را و ايشان را گواهان نباشند كه گواهى دهند بر آنچه گفته باشند مگر نفسهاى ايشان يعنى جز از ايشان كسى ديگر نگويد و گواهى ندهد
[ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ ]
پس گواهى يكى از ايشان چهار گواهى باشد يعنى چهار بار سوگند خورد بخداى كه در آن دعوى كه مىكند از جملهء راستگويان است و گواهى پنجم آنست كه گويد : لعنت خداى برو باد اگر وى در آنچه ميگويد از جملهء دروغ - زنان است . سبب نزول آيت آنست كه عكرمه روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه : چون خداى
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و بقبول شهادت باز شوند بادلّهء شرعى و اخبارى كه آمده است در اين باب ؛ منها ؛ از آن جمله حديث مغيرة بن شعبه كه چون جماعتى آمدند و بر او گواهى دادند بزنا در عهد عمر خطّاب ؛ سه كس گواهى بدادند و چهارم گفت : من گواهى زنا نميدهم و ليكن كارى منكر ديدم ، عمر فرمود : تا آن سه كس را حدّ زدند دو كس توبه كردند و يكى اصرار كرد ايشان را با قبول گواهى برد و اين را كه توبه نكرده بود گواهى نشنيد و هيچكس از صحابه بر او انكار نكرد ، اين دليل كند كه اين اجماع صحابه است » .