آنان كه توبه كنند اين استثنا راجع است « 1 » با هر سه جمله بنزديك شافعى و اصحابش ، و بنزديك ابو حنيفه با جملهء آخرين ، و بنزديك ما حكم بر مقتضاى دليل است اگر دليل دلالت كند برجوع با جمله ؛ با همه راجع بود ، و اگر نه با هر كدام كه دليل دلالت كند و به ظاهر راجع با ما يلى « 2 » خود باشد چنان كه در آيت هست كه به ظاهر استثنا توبه ردّ
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ إِلَّا الَّذِينَ تابُوا ]الّا آنان كه توبه كنند .
خلاف كردند در اين استثناء و مانند اين از هر استثنائى كه متعقب باشد چند جمله كلام را امّا راجع بود به آنكه در بر او بود يا راجع باشد با جمله . شافعى و اصحابش گفتند : راجع باشد با جملهء آنچه متقدّم باشد . و ابو حنيفه و اصحابش گفتند : راجع باشد الى ما يليه فقط . و مذهب ما آنست كه صحيح بود رجوع او با هر يكى از آن و قطع نتوان كردن بر يكى از آن الّا بدليلى قاطع ، و مثال او چنان باشد كه كسى گويد : قصدت الادباء و اكرمت العلماء و أدّبت الغلمان الّا واحدا منهم ؛ اين استثناء راجع با غلمان بود يا با جملهء آنچه رفته است . اختلاف مذهب آنست كه گفته شد و دليل بر مذهب صحيح كه ما اختيار كرديم از توقف بر دليل ؛ حسن استفهام است كه سامع چون شنود كه كسى گويد : أكرم العلماء و جالس الفقهاء و اضرب الغلمان الّا واحد منهم . كه بپرسد گويد : كه را خواستى ؟ و استثناء از كدام جمله كردى ؟ از يكى يا از همه ؟
و حسن اين استفهام دليل اشتراك و احتمال كند . دليلى ديگر بر صحّت اين مذهب آنست كه ما در قرآن و استعمال اهل لسان چنان يافتيم كه چون متعقب باشد جمله را يك بار راجع بود با همه و يك بار الى ما يليه و استعمال اهل لغت لفظى را در يك معنى يا دو معنى يا معانى بسيار دليل حقيقت او كند در آن معانى الّا كه دليلى از خارج پديد آيد كه در بعضى حقيقت است و در بعضى مجاز چنان كه در آيه هست كه به ظاهر استثناء توبه ردّ كرديم با فسق و بدليلى با نفى شهادت و گفتيم : الّا استثناء است از اين دو و در سقوط حدّ توقّف كرديم بر دليل ديگر كه ما را ره نمود شرعى بر آنكه استثناء نيست ازو و حدّ ساقط نيست . دليل ديگر بر صحّت اين مذهب آنست كه يكى از ما چون گويد : ضربت غلمانى و أكرمت جيرانى و أدّيت زكاتى قائما او قاعدا صباحا او مسآء فى مكان كذا ؛ اين متعلّقات از حال و ظرف مكان و زمان صحيح و محتمل است كه راجع باشد با جمله يا با هر يكى از اين جمل ؛ همچنين استثناء اذا قال الّا واحدا و آنچه جامع است ميان ايشان آنست كه استثنا و حال و ظروف مكان و زمان فضلاتى است كه بعد تمام الكلام آيد غير مستقلّة بأنفسها متعلقة بما قبلها . و آنچه متعلّق فقهاست و جواب آن در كتب اصول فقه مشروح است و اينجا بيش از اين احتمال نكند » .
( 2 ) - « ما يلى » آن كلمه است كه « الّا » بعد از آن واقع شده است توضيح آنكه [ ما ] موصول است و [ يلى ] مضارع است از مادّهء « ولى » ؛ در اقرب الموارد گفته : يقال : « جلست ممّا يليه اى يقاربه و يقال : الولى حصول الثانى بعد الاوّل من غير فصل » .