تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
اين را حدّ زن بر پشت و پايها و اندامهاى ديگر ضربى خفيف ؛ او را گفتم : فأين أنت عن قوله تعالى :
وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ
؟ - گفت : بهر حال او را نشايد كشتن ؛ او را خداى تعالى جلد فرمود قتل نفرمود . سعيد بن المسيّب گفت : مراد آنست كه ضربى زنى موجع و مولم و حدّ چنان بايد زدن كه بر آن حال ديده باشند ؛ اگر برهنه يافته باشند حدّ برهنه زنند ؛ و اگر با جامه يافته باشند با جامه زنند ، و مرد را بر پاى دارند در حدّ زدن و زن را بنشانند و بر همهء اعضا زنند الّا بر روى و فرج « 1 »
[ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ]
اگر شما بخداى ايمان آورده‌ايد و بروز بازپسين يعنى قيامت نبايد كه شما را در راندن حدّ بر ايشان رقّتى و رحمتى باشد كه بسبب آن ترك حدّ كنيد يا كم از حدّ بزنيد
[ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما
« 2 »
]
شافعى گفت : و بايد كه در وقت عذاب ايشان يعنى حدّ ايشان جمعى از مؤمنان حاضر باشند و كمترين ايشان ده كس بايد . عبد اللّه عبّاس گفت : يك كس و اين روايت ديگر است أصحاب ما را . شافعى گفت : چهار كس بايد . راوى خبر گفت : بنزديك ابو برزهء أسلمى « 3 » رفتم بكارى جماعتى همسايگان را حاضر كرده بود و كنيزكى را حدّ خواست زدن ؛ بفرمود : تا جامهء بياوردند و گرد او در آوردند « 4 » و پسرش را فرمود : تا او را پنجاه تازيانه بزند ؛ آنگه برخواند : و ليشهد
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و مذهب شافعى هم اين است » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « قوله[ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ]. و خلاف كردند در عدد ايشان و كمّيّت بنزديك ما ده كس باشند و اين قول حسن بصريست . عبد اللّه عبّاس گفت : كمّيّت ايشان يك كس باشد و اين يك روايت است اصحاب ما را ؛ عكرمه گفت : دو كس بايد . زهرى گفت : سه كس . شافعى گفت : چهار . نخعى و مجاهد گفتند : يك مرد لقوله :وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا؛ الاية » . ( 3 ) - جزرى در اسد الغابه گفته : « ابو برزة الاسلمّى اختلف فى اسمه و اسم أبيه و اصحّ ما قيل فيه ، نضلة بن عبيد ، قاله أحمد بن حنبل و ابن معين . و قال غيرهما : نضلة بن عبد اللّه و يقال : نضلة بن عابد ، و قال الخطيب ابو بكر عن الهيتم بن عدىّ : اسم أبى برزة خالد بن نضلة ، و قال الواقدى : زعم ولده أنّ اسمه عبد اللّه بن نضلة و هو نضلة بن عبيد بن الحارث بن جيال بن دعبل بن ربيعة بن أنس بن جذيمة بن مالك بن سلامان بن اسلم ؛ قاله أبو عمر ، و هكذا نسبه ابن حبيب و ابن الكلبى ( تا آخر ترجمه ) » . ( 4 ) - كذا در يك نسخه امّا در غالب نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « در دادند » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 274 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)