در أحكام أمير المؤمنين عليه السّلام است « 1 » كه در يك روز پنج كس را پيش او آوردند و بزنا بر ايشان گواهى دادند بفرمود يكى را رجم كردند و يكى را حدّ زدند و يكى را نيم حدّ زدند و يكى را تعزير كردند و يكى را رها كردند ، او را گفتند : يا امير المؤمنين حادثه يكى است و تو پنج حكم مختلف فرمودى ؛ درين چه حكمت است « 2 » ؟ - امير - المؤمنين عليه السّلام گفت : اگرچه حادثه يكى است أمّا احوال مختلف است ؛ آن را كه رجم فرمودم محصن بود و بر محصن رجم است باجماع و سنّت ، و آن را كه حدّ زدم محصن نبود و بزناى محصن حدّ تمام بود ، و آن را كه نيم حدّ فرمودم ؛ بنده « 3 » بود و بر بنده « 4 » نيم حدّ آزاد است ؛ و آن را كه تعزير فرمودم كودكى بود و بر كودك حدّ نباشد او را أدب بايد كردن ، ادب فرمودم تا ديگر نكند ، و آن را كه رها كردم ديوانه بود و بر ديوانه تكليف نيست « 5 » .
[ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ ]
و نبايد كه شما را بگيرد رأفتى و شفقتى بسبب ايشان در دين خداى يعنى نبايد كه رقّت « 6 » و رأفت شما را بر آن دارد كه حدّ خداى رها كنيد و اقامت نكنيد .
خالد گفت : عبد اللّه عمر را كنيزكى بود زنا كرد او را بدست من داد و گفت :
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و از أحكام امير المؤمنين عليه السّلام هست ( تا آخر ) » .
( 2 ) - در غالب نسخ : « چرا چنين آمد ؟ » .
( 3 ) - در تفسير أبو الفتوح ( ره ) بجاى « بنده » در هر دو مورد : « برده » .
( 4 ) - در تفسير أبو الفتوح ( ره ) بجاى « بنده » در هر دو مورد : « برده » .
( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و بروايتى چنين آوردهاند كه : زنى را پيش او آوردند با شش كس و گفتند : اين هر شش كس با اين زنان زنا كردهاند در يك روز ؛ او شش حكم مختلف كرد از آن جمله آنكه يكى را فرمود بكشتند كه او ذمّى بود و زن مسلمان ؛ و باقى برين جمله كه ذكر كرديم » .
بايد دانست كه ابو الفتوح ( ره ) در اينجا ببسط و تفصيل مطلب چنان كه سعهء اطلاعش بفتاواى مذاهب از عامّه و خاصّه مقتضى بوده پرداخته است و نقل آنها خارج از حوصلهء تعليقات است هر كه طالب باشد رجوع كند به آن جا ( جلد 4 چاپ اوّل رحلى ؛ ص 4 ؛ س 27 تا ص 8 ؛ س 31 ) و همچنين بتفسير باقى اين آيت در اين مورد بسط بيش از گنجايش حوصلهء تفسير داده است و نظر به همين تصريح مادر باقى موارد اين مطلب را تجديد نميكنيم هر كه طالب تفصيل مشبع و طويل الذيل است و در باقى تفسير آيه نيز به آن جا مراجعه كند ( ص 8 - 11 ) زيرا كه آن مطالب خود رسالهء مبسوطى است و با نقل در حواشى مناسبت ندارد و جاى ذكر آنها كتب فقه است .
( 6 ) - در بعضى نسخ : « رحمت » .