مهربان است
[ وَ هُوَ الَّذِي أَحْياكُمْ ]
اوست آن خداى كه شما را زنده گردانيد آنگه بميراند پس زنده گرداند شما را بقيامت ، بحقيقت كه آدمى كافر نعمت عظيم است يعنى اين نعمتها را كه برشمرد يكى از پس ديگرى هيچ را شكر نميگزارند و ببدل شكر كفران مىآرند .
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 67 تا 70 ]
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلى هُدىً مُسْتَقِيمٍ ( 67 ) وَ إِنْ جادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ ( 68 ) اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ( 69 ) أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ ذلِكَ فِي كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ( 70 )
ما هر امّتى را و هر گروهى را جاى عبادتى پديد كرديم كه ايشان آن را الف دارند و خواهان آن باشند كه عبادت در آنجا كنند ، و اصل [ منسك ] در لغت عرب جائى باشد كه مردم را الف بود به آن جاى براى عبادت يا بكارى از كارهاى خير يا شرّ . عبد اللّه عبّاس گفت
[ مَنْسَكاً ]
اى عيدا ؛ هر أمّتى را عيدى كرديم . قتاده گفت : جاى قربانى كه ذبايح خود را آنجا كشند .
[ فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ ]
نبايد كه در باب قربان با تو منازعت كنند يعنى بايشان و گفتار ايشان التفات مكن و ايشان را مقام آن مده كه با تو منازعت كنند .
روايت كردهاند كه بديل بن و رقاء و غير او از كافران خزاعه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و أصحاب او را گفتند : چگونه است كه شما آنچه خود ميكشيد ميخوريد و آنچه خداى ميكشد نميخوريد ؟ - اين آيت آمد
[ فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ ]
در كار دين بايد كه با تو منازعت نكنند ؛ تو دعوت كن و با خداى خود خوان مردمان را كه تو بر راه راستى و اگر اين كافران ازين بازنگردند و مجادله كنند بگوى كه : خداى عالمتر و داناتر است به آنچه شما ميكنيد ، حوالت با من كن كه من جزاى ايشان بسزا بدهم .
[ اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ ]
خداى تعالى حكم كند در ميان شما در آنچه خلاف ميكنيد امروز ؛ روز قيامت حكم كند ، آنگه بدانيد كه بر حق كيست ؟ و بر باطل كيست ؟ خداى تعالى درين آيت ادبى نيكو آموخته است تا چون كسى از منكران حق مجادله كند و ما حجّت و دليل گوئيم و او گوش به آن نكند حوالت با خداى كنيم و گوئيم : بقيامت پيدا شود كه حق