تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
است و بينندهء جملهء مبصرات ، و مرجع اين دو صفت « 1 » راجع باحيّى بود به شرط انتفاء آفت يعنى آنچه ميگويند ميشنود و آنچه ميكنند مىبيند .
[ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ ]
اين صفت خداى را بسبب آنست كه خداى بحقّ اوست إلهيّت او را سزد و آنكه شما او را مىپرستيد و مىخوانيد از بتان ؛ همه باطل است ، و خداست كه او بلند قدر و بزرگ و بزرگوارست .

[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 63 تا 66 ]

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ( 63 ) لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ( 64 ) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ وَ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ( 65 ) وَ هُوَ الَّذِي أَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ ( 66 ) اى نمىبينى و نميدانى ؟ ! خطاب است با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا با هر مخاطبى كه لايق خطاب باشد خداى تعالى از آسمان آبى فرو فرستاد يعنى آب باران پس زمين از آن باران بگياه سبز گشت و خداى تعالى لطيف است و علم او و اصل است و رسنده ببندگانش ، خبير است و آگاه بمصالح ايشان ، لطيف است لطف و رفق كند ، خبير است مصالح ايشان شناسد و به آنچه مصلحت ايشان باشد فرمايد
[ لَهُ ما فِي السَّماواتِ ]
او راست هر چه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و او خدائى است بىنياز و ستوده مستحقّ آنكه وى را حمد كنند و شكر گويند
[ أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ ]
اى نمىبينى و نميدانى ؟ ! كه خداى تعالى مسخّر كرد براى شما آنچه در زمين است از حيوانات و چهارپايان براى نشستن تا منقاد شما باشند ، و كشتى را در دريا مسخّر كرد تا ميرود بفرمان وى هر كجا كه شما ميخواهيد ، و آسمان را نگاه ميدارد از آنكه بر زمين افتد مگر بفرمان او ، و او بر مردمان بخشاينده و
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ]و خداى تعالى شنواست جملهء مسموعات را يعنى حاصل است بر آن صفت كه چون مسموعات و مبصرات موجود بود شنود و بيند و اين را مرجع با صفت حيّى بود به شرط انتفاء آفت[ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ ]اى ذلك الامر و الشأن براى آن چنين آمد كه خداى تعالى حق است و اين[ هُوَ ]را كوفيان عماد خوانند و بصريان فصل ( تا آخر ) » .