بهائم انعام از گاو و گوسفند و اشتر . و گفتند : مراد تسميه است در وقت ذبح
[ فَإِلهُكُمْ ]
پس خداى شما يك خداست چون قربانى كنيد جز براى وى مكنيد و عبادت جز وى را مكنيد كه هيچكس مستحقّ عبادت نيست جز از وى ، پس او را گردن نهيد و طاعت او داريد در اوامر او .
[ وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ ]
و تو اى محمّد بشارت ده متواضعان و فروتنان را . و گفتهاند : سادهدلان را كه بذكر خداى آرميده باشند و [ خبت ] زمين ساده و هموار را گويند . آنگه وصف كرد ايشان را و گفت : آنان كه چون نام خداى برند و ذكر وى كنند دلهاى ايشان بترسد ، و آنان كه صبر كنندگان باشند بر آنچه بديشان رسد از مصيبتها ، و آنان كه نماز را بپاى دارند و از آنچه ما ايشان را روزى كرده باشيم نفقه كنند .
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 36 تا 38 ]
وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 36 ) لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ كَذلِكَ سَخَّرَها لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ ( 37 ) إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ( 38 )
و اشتران بزرگ و فربه را براى شما از اعلام شريعت و مناسكى كرديم كه خداى آن را پديد كرد و تعيين فرمود و اضافت
[ شَعائِرِ ]
بر وجه تعظيم است
[ لَكُمْ فِيها خَيْرٌ ]
شما را در آن خير و نيكوئى هست يعنى منافع دنيا و ثواب آخرت چون براى خداى قربان كنيد پس نام خداى بر آن ياد كنيد .
[ صَوافَّ
« 1 »
]
بر سه دست و پاى استاده
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ ]نام خداى بر آن ياد كنيد عند ذبح آن يعنى چون بخواهيد كشتن بگوئيد : بسم اللّه و اللّه اكبر . عبد اللّه عبّاس گفت :
آنست كه گويد ؛ اللّه اكبر و لا إله الّا اللّه و اللّه اكبر ، الّلهمّ منك و لك[ صَوافَّ ]اى قائمة على ثلاث قوائم جمع صافّه . و گفتند : چون شتر بخواستندى كشتن يك دست او با بغل بستندى تا او بر سه پاى قائم باستادى و بنزديك ما دستهاى او با بغل بايد بست تا بر دو پاى بايستد و گاو را بر چهار دست و پاى بايد بستن و دنبال رها كردن ، و گوسفند را دو دست و يك پاى بايد بستن و يك پاى رها كردن ، و نصب او بر حال است از مفعول ؛ و معنى آنست كه در آن حال كه او مستمرّ باشد در قيام و منه الصفّ فى الصّلوة و القتال لاستمرار القيام فيهما و درصَوافَّسه قرائت است .
امّا قرائت عامّة قرّاء[ صَوافَّ ]بفاء مشدّد ، و حسن بصرى خواند [ صوافى ] اى خالصة اللّه . و عبد اللّه مسعود خواند : [ صوافن ] من صفون الفرس و هو قيامه على ثلاثة قوائم و طرف حافريد واحدة و منه قوله : الصّافنات الجياد و قال الشاعر :الف الصّفون فيما يزال كأنّه * ممّا يقوم على الصّفون كبير ».