تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
آنچه بر شما خوانند يا خواندند در آيت كه : حرّمت عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير الاية ، و بعضى ديگر گفتند كه : در حال احرام گوشت اين چهارپايان از گوسفند و گاو و اشتر شما را حلال كردند الّا آنچه بر شما خوانند كه حرام است از صيد و گوشت او فى قوله : و حرّم عليكم صيد البرّ مادمتم حرما
[ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ ]
بپرهيزيد ازين پليدى آنگه آن را بيان كرد و گفت : ازين بتان براى آنكه رجس مشتمل است بر - أوثان و غير آن . و در اخبار ما آمده است كه : مراد نرد و شطرنج باختن است ؛ و جملهء انواع قمار در اين داخل است ، و بپرهيزيد از گفتار باطل يعنى دروغ گفتن و أصحاب ما گفتند : سرود و جملهء أقوال ملهيه بنا حق درين داخل باشند و بهتان و گواهى بدروغ هم داخل بود . در خبرست كه روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر منبر در خطبه گفت كه : گواهى بدروغ برابر است با شرك آوردن بخداى تعالى ؛ آنگه اين آيت برخواند يعنى خداى تعالى در يك آيت از هر دو نهى كرده است ، و گفته كه : گواه دروغ را روز قيامت برانگيزند فرمان در آتش كرده .
[ حُنَفاءَ لِلَّهِ ]
بر طريق استقامت و راه سلامت استادگان براى فرمان خداى . و گفتند : بگشتگان از ملّتهاى باطل براى خداى نه شرك‌آرندگان بوى .
[ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ
« 1 »
] ]
هر كه بخداى شرك آرد پندارى كه از آسمان بيفتاد و مرغش در ربود يا او را باد در مكانى و موضعى دور افكند . حق تعالى تشبيه كرد كافران را بآنكس
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ ]هر كه بخداى شرك آرد پندارى از آسمان بيفتاد .[ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ ]مرغ در ربايد او را يا باد او را فرو برد بجاى دور ، تشبيه كرد حال كافران را بآنكس كه او از آسمان بيفتد ، يا او را مرغى در ربايد ، يا به حال كسى كه باد او را در هوّه و حفرة اندازد و آن جاى قعير و دور باشد ، و در آنكه او مالك نبود كار خود را و نفع نتواند كردن به خود و دفع مضرّت نتواند ، همچنين كافر بقيامت اسير و درمانده و ملجأ بود مالك نباشد از كار بر هيچ چيز . حسن گفت . تشبيه كرد اعمال كفّار را در نفى ثبات و استقامت و الحصول على طائل به كسى چنين يعنى چنان كه اين را در حال هوّى ثباتى نباشد و در ميانه مرغ او را بربايد همچنين اعمال كافر و مشرك را محصول نباشد ؛ مثله قوله : أعمالهم كسراب بقيعة و كرماد اشتدّت به الرّيح فى يوم عاصف » .