گفت : تبّع بيامد تا خانهء كعبه را خراب كند چون بقديد « 1 » رسيد فالجش پديد آمد بزرگان لشكر و اطبّا را بخواند گفتند : اى ملك اين خانه را خدائى هست كه هر كه قصد او كند ببدى ؛ خداى وى را از آن باز دارد بمكروهى ، اگر خواهى درينجا رو و تجارتى و كارى كه ترا هست بكن و آن را تعرّض مرسان ؛ او بيامد و بفرمود تا خانه را كسوتى نيكو ساختند و درو پوشانيد اوّلين كس كه خانه را كسوت در پوشانيد او بود و هزار اشتر قربان كرد و اهل حرم را مبرّت بكرد وصلت داد آنجا كه ايشان فرود آمده بودند آن را [ مطابخ ] نام نهادند از آنكه مطبخهاى ايشان بود « 2 » . و گفتند : براى آن عتيق خوانند كه هرگز آن را مالكى نبوده است از آدميان . باقر عليه السّلام گفت : براى آنكه آزاد بود در ايّام طوفان نوح عليه السّلام از غرق چون همهء جهان غرق شد .
[ ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ ]
آنچه رفت و ذكر آن كرده شد همچنان است كه گفته شد و شنيدى آنگه ابتدا كرد و گفت : هر كه تعظيم كند حرمتهاى خداى را او را بهتر و نيكوتر باشد نزديك خداى تعالى .
ابن زيد گفت : حرمات خداى مشعر حرام است و بيت حرام است و بلد حرام است ، و بعضى ديگر گفتند : جملهء مناسك است و تعظيم آن به قضاى حقوق و اداى واجبات باشد ، و گفتند كه : جملهء محرّماتست ؛ و تعظيم او ترك او باشد استعظاما لها .
[ وَ أُحِلَّتْ لَكُمُ ]
و حلال كرده شد شما را چهارپايان بر عموم . آنگه استثنا كرد و گفت : مگر
هامش
( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « قديد كزبير گليم كوچك خط دار ، و نام مردى ، و واديى و موضعى است ، و نام اسب قيس غاضرى ، و آبى است بحجاز » .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « وقيقعان جهت سلاح ايشان نام نهادند آن جاى را ؛ و قصّه اصحاب الفيل در جاى خود بيايد انشاء اللّه . سفيان عيينه گفت : براى آن [ عتيق ] خواندند آن را ؛ كه آزاد است و هرگز مملوك نشود و آن را مالك نبود از آدميان ، و مجاهد همين گفت . ابن زيد گفت : براى آنكه قديم است و قديم [ عتيق ] بود و ديرينه ، و عتق و قدم او آنست كه هو اول بيت وضع للنّاس . يقال : سيف عتيق و دينار عتيق . بعضى دگر گفتند : براى آنكه بر خداى كريم است لكرامته على اللّه ؛ و العتق الكرم ، عتق كرم باشد من قولهم : فرس عتيق اى كريم . و باقر عليه السّلام گفت : براى آنكه آزاد بود در ايّام طوفان نوح از غرق چون همهء جهان غرق شد » .