كه من خبر دادم شما را بر سويّت و راستى و انصاف و حقّ ؛ همه را درين إخبار و إنذار يكسان گردانيدم و قومى را دون قومى تخصيص نكردم بلكه براستى بىميل و محابا همه را اعلام كردم
[ وَ إِنْ أَدْرِي
« 1 »
]
و نميدانم اينكه شما را وعده ميدهند از قيامت دور است يا نزديك است ؟ بعضى گفتند كه : اين آيت منسوخ است بقوله : و اقترب الوعدا الحقّ ؛ و اين درست نيست ؛ براى آنكه نسخ در اخبار نرود و اين خبر است . و ديگر آنكه تاريخ منسوخ بايد كه بر تاريخ ناسخ مقدّم باشد و اينجا تاريخ معلوم نيست . و نيز جمع ميان هر دو آيت ممكن است ؛ از آنجا كه اوّل محمول بود بر اجمال و اهمال و دوّم بر تعيين وقت ؛ در أوّل گفت : و اقترب الوعد الحقّ يعنى باضافت با گذشته نزديك است كه بيشتر شد و كمتر ماند « 2 » و مراد بآيت دوّم اين بود كه من ندانم كه كى خواهد بودن و چند مانده است
[ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ ]
خداى ميداند آنچه آشكارا ميكنيد و ميگوئيد از گفتار و آنچه او را باز مىپوشيد ، نهان و آشكارا شناسد و داند و من نميدانم شايد كه تأخير عذاب از شما فتنه و امتحانى باشد تا شما را پاكيزه و خالص گرداند چنان كه آتش زر را
[ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ ]
و تمتّعى تا بوقت آجال شعبى گفت :
چون حسن على عليهما السّلام با معاويه صلح كرد چون صلاح خود و أمّت درين ديد معاويه وى را گفت : خطبه كن و مردمان را ازين حال خبر ده تا باخبر باشند ، آن حضرت خطبه
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ إِنْ أَدْرِي ]المعنى و ما أدرى [ ان ] بمعنى ماء نافيه است[ لَعَلَّهُ ]همانا آن يعنى تأخير عذاب ؛ كنايتى است عن غير مذكور ؛ همانا اين تأخير عذاب از شما » .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و از آنجا رسول را گويند كه : مبعوث است بين يدى الساعة » .