[ وَ ما أَرْسَلْناكَ
« 1 »
]
و نفرستاديم ترا اى محمّد مگر براى رحمت عالميان .
و اين دليل است بر بطلان قول مجبره كه ايشان گفتند : خداى را بر كافر هيچ نعمتى نيست ، براى آنكه گفت : ما ترا براى رحمت جهانيان فرستاديم وجود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و دعوت او لطف بود جهانيان را . و آنكه ايشان يعنى كافران اجابت دعوت او نكردند از ايشان بود نه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و نيز بوجود او عذاب استيصال از ايشان برداشتند و
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ ما أَرْسَلْناكَ ]و ما نفرستاديم ترا اى محمّد جز رحمت و بخشايش جهانيان را ؛ و در آيه دليلست بر بطلان قول مجيّره آنجا كه گفتند : خداى را بر كافر هيچ نعمتى نيست خداى تعالى ميگويد : تو رحمت و نعمت جهانيانى ؛ و وجه آنكه رسول نعمت است و رحمت بر كافران آنست كه وجود او و دعوت او لطف است ايشان را ، و آنكه ايشان اجابت دعوت او نكنند از ايشان است نه از او . و دگر آنكه بوجود او عذاب استيصال از ايشان برداشتند ؛ و اين قول عبد اللّه عبّاس است » .
نگارنده گويد : از اين بيان معلوم مىشود كه قول محقّق طوسى ( ره ) در تجريد در بارهء استدلال بر وجود امام زمان عجّل اللّه فرجه و غيبت او كه « و جوده لطف و تصرّفه لطف آخر و عدمه منّا » مأخوذ از امثال اين تحقيقات پيشينيان است و در تعليقات كتاب نقض نيز به اين مطلب اشاره كردهام زيرا به مثل اين بيانات در آن كتاب شريف نيز تصريح شده است فراجع ان شئت .
مولى فتح الله ( ره ) در تفسير منهج الصادقين گفته : «[ وَ ما أَرْسَلْناكَ ]و نفرستاديم ترا اى محمّد[ إِلَّا رَحْمَةً ]مگر در حالتى كه محض بخشايشى[ لِلْعالَمِينَ ]مر عالميان را ؛ زيرا كه آنچه به آن مبعوث شدهء سبب اسعاد و هدايت ايشانست و موجب صلاح معاش و معاد ايشان كه مطلوب و مرغوبست ، و از اينجاست كه آن حضرت فرمود كه : انا رحمة مهداة ؛ و رحمت او نسبت بكفّار امنيّت ايشانست از خسف و رجف و صيحه و غرق و غير آن از انواع عذاب استيصال كقوله : و ما كان اللّه ليعذّبهم و أنت فيهم ؛ بلكه معظم رحمت او بر اهل كفر آنست كه تعريض ايمان و ثواب دائم بر ايشان نموده و صراط مستقيم كه موصلست به ثواب عظيم و منقذ ايشان از عذاب اليم و عقاب جحيم بر ايشان عرض فرموده ؛ و اگرچه به آن مهتدى نشدهاند همچنانكه از كسى كه طعام كثير را حاضر سازد نزد جمعى كه گرسنه باشند و بعضى از ايشان آن را بخورند و بعضى ديگر از آن امتناع نمايند و نخورند آن را ؛ او را ميگويند و آن جماعت را « منعم و منعم عليهم » با آنكه بعضى از ايشان آن را نخورده باشند مانند شخصى كه چشمهء عظيم را جارى سازد و صلاى عامّ در دهد كه هر كه هست بيايد و از آن آب بخورد و مواشى و مزارع و اشجار خود را از آن آب بدهد و بعضى از آن محفوظ شوند و منتفع گردند و بعضى ديگر به جهت تفريط و تقصير خود از آن نفع محروم مانند پس همچنانكه طعام مفروض و عين منفجره فى نفسهما نعمت عامّهاند و رحمت واسعه بر فريقين مذكورين و لكن مقصّرين بر خود ظلم نموده و به جهت كسانى خود از آن نفع محروم ماندهاند همچنين كافر به جهت تفريط و تقصير خود از نعمت هدايت محروم گشته و در وادى ضلالت و غوايت بجوع و عطش از خوان هدايت و آب زلال رحمت هلاك گشته .
و در آيت دلالتست ، بر بطلان قول أهل جبر در آنكه خداى را بر كافر نعمتى نيست ؛ چه حق تعالى بيان فرموده كه در ارسال محمّد صلّى اللّه عليه و آله نعمت عظيم است بر جميع عالميان كه از جملهء ايشان همهء آدمياناند كه او را بر ايشان مبعوث گردانيده و در حديث صحيح وارد شده كه چون اين آيه نازل شد حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله جبرئيل را گفت كه :
هل أصابك من هذه الرّحمة شىء ؟ از اين رحمت چيزى به تو رسيده ؟ در جواب گفت : نعم انّى كنت أخشى عاقبة الامر فآمنت بك لما أثنى اللّه علىّ بقوله : ذى قوّة عند ذى العرش مكين مطاع ثمّ أمين ، آرى من از عاقبت امر خود ميترسيدم پس بميمنت تو امنيّت يافتم به جهت اينكه حق تعالى ثناى من فرمود در آيهء :ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ؛ الايه .
و در كشف الاسرار آورده كه : از جملهء رحمت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله آنست كه امّت خود را در هيچ مقام فراموش نكرد اگر در مكّهء معظّمه بود و اگر در مدينهء طاهره ؛ اگر در مسجد مكرّم بود و اگر در حجرهء طاهره ، و همچنين چون بر ذروهء عرش و مقام قاب قوسين درآمد ايشان را ياد نمود و فرمود : السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين ، و فردا نيز در مقام محمود بساط شفاعت بگسترده گويد : امّتى امّتى ؛ تا همه را شفاعت فرموده و از مواضع مهلكه رهانيده در جنّت عدن در روند » .