تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ايشان خواند :
[ إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ ]
ايشان دلتنگ شدند از آنجا برخاستند عبد اللّه بن الزّبعرى را ديدند گفتند كه : امروز محمّد ما را چنين و چنين گفت و ما از آن دلتنگ شديم گفت : اگر من حاضر بودمى او را خجل كردمى و بحجّت برو غالب آمدمى ؛ برفتند و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را حاضر كردند او گفت : يا محمّد تو ميگوئى :
[ إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ ]
؟ - گفت : آرى ، گفت : اين بر تست ، گفت : چرا ؟ - گفت : براى آنكه عزير درين ميان باشد كه معبود جهودان است ، و عيسى كه معبود ترسايانست ، و فريشتگان كه معبودان بنى مليح « 1 » اند از عرب . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : معبودان ايشان شياطين‌اند كه ايشان را دعوت كرده‌اند به آن و آن معبودان به آن رضا ندارند خداى تعالى اين آيت فرستاد : انّ الّذين سبقت لهم منّا الحسنى . و ديگر آنكه مراد به اين آيت بتانند نبينى كه لفظ [ ما ] آورد و گفت :
[ إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ ]
و [ ما ] غير عقلا را باشد « 2 » ، و ديگر آنكه مخاطب به اين آيت مشركان مكّه بودند و ايشان بت پرست بودند . در خبرست كه أمير المؤمنين على عليه السّلام روزى اين آيت بخواند آنگه گفت : و أنا منهم ؛ من از آن كسانىام كه در حقّ ايشان عنايتى سابق شد از الطاف و توفيق . جنيد گفت : سبقت لهم من اللّه العناية فى البداية فظهرت الولاية فى النهاية .
[ يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ ]
ياد كن اى محمّد آن روز را كه ما آسمان را درنورديم مانند درنورديدن سجلّ مر نامه‌ها را يا نامه را ؛ عبد اللّه عمر و سدّى گفتند : [ سجلّ ] نام فريشته‌ايست كه أعمال بندگان نويسد چون بندهء ختم عمل به استغفار كند خداى تعالى گويد : اكتبوها نورا ؛ اين نوشته بنور بنويسيد ، و گفتند : [ سجلّ ] نام دبيرى بود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و در معنى [ طىّ ] دو وجه گفته‌اند : يكى - آنكه آسمان را درنورديم پس از آنكه آن را چون نامه گشاده كرده‌ايم .
هامش
( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « مليح كزبير دهى در هرات و حيّى از خزاعه ؛ ملحى كعرنى منسوب بوى » و [ حىّ ] بمعنى قبيله است . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « بعضى دگر گفتند : مراد بآيت بتانند براى آنكه خداى تعالى بلفظ [ ما ] گفت [ من ] نگفت و [ ما ] لما لا يعقل و [ من ] لمن يعقل ؛ و اين وجهى نيكوست » .