ميان مردم بركند « 1 » و ليكن باز گيرد به آنكه عالمان را قبض كند حتّى اذا لم يبق عالم اتّخذ النّاس رؤساء جهّالا فأفتوا به غير علم فضلّوا و أضلّو ؛ تا آنگاه كه عالمى نماند مردمان رئيسان جاهل گيرند ايشان فتوى كنند بىعلم گمراه شوند و گمراه كنند و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : موت العالم ثلمة فى الاسلام لا يسدّها شىء الى يوم القيامة ؛ مرگ عالم رخنهء باشد در مسلمانى كه آن را هيچ چيز در نبندد تا روز قيامت .
أهل اشارت گفتهاند كه : موت الانبياء تقرح به العين « 2 » ، و موت الآباء مصيبة للبنين و موت الابناء يقطع الوتين ، و موت الاكفاء يعرق منه الجبين ، و موت العلماء ثلمة فى الدّين . و قيل : موت النّسوان خلل الاوطان ، و موت الاخوان مهيّج الاحزان ، و موت الولدان حرقة الجنان ، و موت السّلطان تشويش البلدان ، و موت الاقران هدم الاركان و موت العالم ثلمة فى الايمان .
[ وَ اللَّهُ يَحْكُمُ ]
و خداى تعالى حكم كند و حكم او را معقّب و مغيّر نباشد ، و [ معقّب ] آن باشد كه چيزى بر عقب چيزى بيارد يعنى كس حكم او را مخالفت نتواند كرد به چيزى كه آن را بشكافد [ و هو ] و او زود شما راست . آنگه از براى دلخوشى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : [ و قد مكر ] آنان كه پيش از اينان بودهاند مكر كردند و بدى سگاليدند مكر ايشان هيچ اثر نكرد و سود نداشت مكر خداى راست
[ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً ]
جزاى مكر وى تواند و اسباب مكر هم ، و مكر وى را يعنى عذاب وى را كس دفع نتواند كرد « 3 » [ يعلم ] او داند آنچه هر نفسى كند بر وى فرو نشود و
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « بركشد » و در بعضى ديگر : « بازكشد » .
( 2 ) در غالب نسخ اين تفسير : « يفرح به اللعين » پس لام « اللعين » براى عهد خواهد بود يعنى شيطان لعين بموت انبيا شادمان مىشود و صحيح متن است .
( 3 ) اشاره باقوال سهگانه است كه در باب معنى مكر منسوب به خدا گفتهاند ؛ أبو الفتوح ( ره ) گفته : « در مكر خداى چند قول گفتند :
يكى آنكه مراد به [ مكر ] عذاب است كه از عذاب او بهرى آنست كه صورت مكر دارد چنان كه چند جا بيان كرديم .
و گفتند : اسباب مكر خواست ؛ چه همهء ماكران باسباب او ميّسر شود از اقدار و تمكين و تخليه و مانند اين و گفتند : مراد جزاى مكر است چنان كه در دگر جاى شرح آن داده شد » .