تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
پر از درختان ميوه كه در زير آن درختان جويهاى آب روان باشد ميوهء آن درختان هميشه باشد و منقطع نگردد چنان كه ميوهء دنيا منقطع شود و جز بوقت خود بار ندهد ، و سايهء آن درختان دايم باشد و هرگز زايل نگردد و انتقال نكند ، اين بهشتى كه صفتش اينست عاقبت پرهيزگاران باشد و عاقبت كافران و عاصيان آتش دوزخ باشد و آن كسانى كه ما ايشان را كتاب داده‌ايم يعنى قرآن شادمانه ميشوند به آنچه فرو مىآيد به تو از وحى و از شرايع ، و از آن جماعت كه بر دشمنى و عداوت رسول جمع شدند از جهودان و ترسايان كس هست كه انكار مىكند بعضى را و ببعضى معترف مىشود ، و بعضى گفته‌اند كه : مراد أهل كتابند و سبب نزول آيت آن بود كه حقّ تعالى در بدايت كار در قرآن ذكر [ رحمن ] كمتر كرده بود چون عبد اللّه سلام ايمان آورد و جماعتى از اصحابش گفتند : يا رسول اللّه در توراة ذكر [ رحمن ] بسيار است و در قرآن اندك است خداى تعالى اين آيت فرستاد كه :
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
؛ قريش گفتند : محمّد تا بامروز ما را با يك خداى ميخواند امروز ما را با دو خداى ميخواند ؛ اللّه و رحمن ، ما رحمن نمىشناسيم مگر رحمن يمامه را كه مسيلمهء كذّاب است خداى تعالى اين آيت فرستاد
[ وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ ]
و مؤمنان اهل كتاب بنزول اين آيات خوشدل شدند
[ وَ مِنَ الْأَحْزابِ ]
يعنى از قريش كس هست كه انكار مىكند برخى را از او يعنى ذكر رحمن را ؛ تو بگوى اى محمّد كه : مرا فرموده‌اند كه : خداى را پرستم و با او شريك نگويم و انباز نگيرم ، من خلقان را با وى دعوت ميكنم و مرجع و بازگشت من با وى است .

[ سوره الرعد ( 13 ) : آيات 37 تا 39 ]

وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ ( 37 ) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ ( 38 ) يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ( 39 )