تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
و راه نمايد بقهر و قسر تواند و ايشان را بر آن دارد بخلق علم ضرورى آنگه گفت : زايل نشود بل كه هميشه باشد آنان را كه كافر شدند بايشان ميرسد پيوسته به آنچه كردند داهيهء و مصيبتى و شكستى از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در وقت غزا و از سراياى او در وقت قتال ؛ و گفته‌اند : مراد انواع بلاست از قحط و درويشى و حرب كردن و اسير كردن ،
[ أَوْ تَحُلُّ ]
يا فرو آيد نزديك سراى ايشان ، و گفته‌اند : مراد به ضمير [ تحلّ ] رسول است يعنى يا تو بنزديك ايشان فرو آئى و هم اين سرايا و بلايا و قوارع بر ايشان متتابع مىشود تا آنگه كه وعدهء خدات بيايد ؛ قتاده گفت : مراد فتح مكّه است ، حسن بصرى گفت : مراد قيامت است و خداى وعده خلاف نكند .

[ سوره الرعد ( 13 ) : آيات 32 تا 34 ]

وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ( 32 ) أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ ( 33 ) لَهُمْ عَذابٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَقُّ وَ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ ( 34 ) بدرستى و حقيقت كه استهزا كردند و افسوس داشتند پيغمبرانى را كه پيش از تو بوده‌اند من تعجيل عذاب ايشان نكرده‌ام بلكه مهلت ايشان داده‌ام و فرا گذاشته مدّتى دراز پس از آنگه بگرفتم ايشان را به عذاب استيصال و هلاك آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت : هى پس آنكسى كه او قائم باشد و استاده بر هر نفسى به آنچه كرده باشد و كند او مانند كسى بود كه اين نداند و نتواند ازين معبودانى كه ايشان را شريكان خداى گرفته‌اند ؟ ! يعنى نباشد و هرگز برابر نبود آنگه گفت : اى محمّد بگوى كه : نام نهيد ايشان را و نام بريد و بيان كنيد تا ايشان بچه استحقاق و اهليّت عبادت دارند ؟ يا شما آمده‌ايد تا خداى را خبر دهيد به چيزى كه او نداند در زمين از آنكه او را شريكى هست و يا مثلى و يا شبهى و خداى تعالى خود را شريك نداند در زمين ؟ يا
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 85 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)