ابن عبّاس گفت . مراد سايههاى ساجدان است كه چون ايشان سجده كنند سايههاى مؤمنان چنان كه ايشان طايع باشند بطوع و رغبت سجده كند « 1 » آنان كه كافران باشند و سجده بكوه كنند سايههاى ايشان هم بطوع سجده كند « 2 » و گفتهاند كه : مراد به « سجدهء سايه » افتادن وى است بر زمين بر مثال ساجد كه روى بر زمين نهد و گفتهاند كه : تصريف و تذليل وى است در طول و قصر « 3 » آنگه رسول را خطاب كرد و گفت :
بگوى اين كافران را بر سبيل احتجاج كه : كيست خداى آسمانها و زمين ؟ آنگه گفت :
اگر ايشان جواب ندهند و حق نگويند تو بگوى كه : خداى آسمان و زمين اللّه است ، آنگه گفت : بگوى : آيا فرا گرفتيد شما جز ازو و فروتر ازو دوستانى كه بايشان تولّا ميكنيد از بتانى كه مالك نشوند و نتوانند خود را نفعى كردن و مضرّتى از خود دفع كردن ؟ ! چون مالك نفع و ضرّ خود نباشند ديگرى را چگونه باشند ؟ ! آنگه مثلى ديگر زد و گفت « 4 » : بگوى اى محمّد هيچ يكسان باشد نابينا و بينا ؟ ! يا هيچ راست باشد تاريكى با روشنائى ؟ ! يعنى نباشد ، كافران نابينااند و در تاريكىاند و حق نمىبينند و در تاريكى كفر و شبهت گرفتاراند ، و مؤمنان بينااند حق را مىبينند و در روشنائى ايمان و حجّت و برهاناند با يكديگر هرگز برابر نباشند .
[ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ ]
« 5 »
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « كنند » .
( 2 ) - در غالب نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « كنند » .
( 3 ) - در چند نسخه : « طول و عرض و قصر » .
( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و اگر از دوگانه يكى بودى اين فايده حاصل بودى و ليكن هر دو جمع كرد براى تأكيد و مبالغت را » .
( 5 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ ]يا اين مشركان با خداى انبازان بداشتند آنگه بر سبيل انكار برايشان گفت :[ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ ]اين بتان چيزى آفريدند چون آفريدهاى او از آسمان و زمين و كوه و دريا و جماد و حيوان و أصناف خلق از جواهر و أعراض مخصوص ؟ ! كه قديم تعالى مختصّ است بقدرت بر آن كه پس مشتبه شد خلق ايشان بخلق او ، آنگه گفت : بگوى كه : خداى آفريدگار مجبّر همه چيز است .
و مجبّره را به اين آيت تمسّك نيست در اضافت فعل بندگان با خلق خداى كه اين مخصوص است بافعالى كه خداى تعالى به آن مستحقّ عبادت است و به آن إله است از قرينهء آيت ، ديگر آنكه فحوى آيت دليل مىكند بر خلاف و آن آنست كه آيت وارد است مورد ذمّ و توبيخ بتپرستان را ؛ اگر[ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ]حمل كنند بر آنكه خالق عبادت أصنام است عذرى - باشد ايشان را ؛ و ملامت كردن و عذرخواستن متناقض باشند و در كلام خداى تعالى مناقضه روا نباشد ؛ پس مراد آن افعال است كه خداى تعالى منفرد است به آن كالجواهر و الاعراض المخصوصة » .