تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
اوست آن خداى كه برق را در مقدّمهء باران بشما مىنمايد در حالى كه خوف است از صاعقهء آتش و طمع است كه باران آيد و قحط را ببرد قتاده گفت : خوفا للمسافرين من أذاه ، مسافر را خوف بود از آنكه رنج بود او را از باران ، و طمع بود مقيم را در روزى
[ وَ يُنْشِئُ ]
و پديد آورد و بيافريند بر سبيل ابتدا و اختراع ابرهاى گران را ببار باران و ثقل اعتمادى باشد لازم از جهت سفل
[ وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ ]
و تسبيح مىكند خداى را رعد به حمد و ثنا و ستايش وى ، و فريشتگان تسبيح ميكنند خداى را از بيم و ترس وى و [ تسبيح ] تنزيه خداى تعالى باشد از آنچه به روى روا نباشد و تسبيح رعد گفته‌اند كه : دلالت كردن وى بود بر آنكه وى را خالقى هست مستحقّ تسبيح چنان كه سجدهء جمادات خداى تعالى را دلالت ايشان باشد بر آفريدگارى مستحقّ سجده و گفته‌اند كه : رعد نام فريشته‌ايست موكّل برابر . سعيد جبير از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه : جمعى جهودان پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند : اى محمّد آمده‌ايم تا از تو مسائلى بپرسيم اگر جواب بصواب دهى به تو ايمان آوريم ، گفت : عهد كرديم كه خلاف نكنيد ؟ - گفتند : كرديم ، گفتند : خبر ده ما را از رعد تا چيست ؟ - گفت : فريشته‌ايست موكّل برابر تازيانهء بدست دارد كه ابر را بدان ميراند آنجا كه خداى تعالى فرمايد ، گفتند : اين آواز چيست ؟ - گفت : زجر اوست ابر را تا آنجا رود كه او را بايد ، گفتند راست گفتى . ابو هريره گفت : چون رعد آمدى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتى : سبحان اللّه من يسبّح الرعد بحمده و الملائكة من خيفته و هو على كلّ شىء قدير . ابن عبّاس گفت : هر كه او آواز رعد بشنود بگويد : سبحان الّذى يسبّح الرّعد بحمده و الملائكة من خيفته ؛ اگر او را صاعقهء رسد ديت او بر من است . و هم ابن عبّاس گفت كه : رعد فريشته‌ايست چون آواز بردارد بتسبيح در آسمان هيچ فريشتهء نماند و الّا كه او آواز بردارد بتسبيح ، عند آن حال خداى تعالى باران فرستد .
[ وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ ]
و بفرستد صاعقه‌ها را و آن آتشى بود كه از آسمان فرود آيد بهر جا كه آيد بسوزد ، آن صاعقه را بآنكس رساند كه خواهد . محمّد باقر عليه السلام گفت : صاعقه بمؤمن و كافر رسد بذاكر نرسد كه ذكر خداى تعالى كند .