تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
عبد اللّه عبّاس گفت كه : چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست بر سينهء خود نهاد و گفت : أنا المنذر ؛ و دست بر دوش على نهاد و گفت : أنت الهادى ؛ يا علىّ بك يهتدى المهتدون من بعدى . حذيفهء يمان گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : اگر اين كار يعنى خلافت با على افكنيد او هادى و مهدى است . و اينجا اشارتى است و در آن اشارت ترا بشارتى ، و آن آنست كه چون امام اوّلت هادى است و امام آخرت مهدى ؛ اين دليل خلاص و نجات تست لقوله صلّى اللّه عليه و سلّم لن تهلك الرّعيّة و ان كانت ظالمة مسيئة اذا كانت الولاة هادية مهديّة « 1 » وثاقت به اين آيت كه را باشد جز آن را كه امامش معصوم باشد . آنگه حقّ تعالى از كمال قدرت و كمال علم خود خبر داد و گفت :
[ اللَّهُ يَعْلَمُ ]
خداى ميداند آنچه هر ماده در شكم خود برميدارد كه نر است يا ماده ، تمام است يا ناتمام ، نيك است يا بد ، سعيد است يا شقى « 2 » ،
[ وَ ما تَغِيضُ ]
« 3 » و ميداند آنچه رحمها بكاهد از نه ماه تا بشش ماه ، و آنچه بيفزايد تا بيكسال يا دو سال ؛ حسن بصرى گفت : آنچه بكاهد بسقط و بيوقت از شكم بيفتد ، يا بيفزايد بر مدّت نقصان تا به تمام نه ماه برسد . و مدّت حمل بنزديك ما از شش ماه كمتر نباشد و بيك روايت يك سال و مذهب ابو حنيفه آنست كه بيشتر مدّت حمل دو سال باشد و مذهب شافعى آنست كه چهار
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « نبينى كه شاعر چگونه گفت :يلقى الامان على حياض محمّد * ثولاء محرفة و ذئب أطلس »لاذى يخاف و لا لذلك جرأة * يهدى الرّعيّة ما استقام الرّيّس »( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافه : « نيز عالم است به آنچه در رحم او حاصل آيد از نطفه آنگه علقه شود آنگه مضغه شود آنگه استخوان درو پيدا شود ، آنگه گوشت برو پوشاند آنگه حيات درو آفريند قديم تعالى باوقات و مقادير آن و كيفيّت و كمّيت آن عالم است كه چندگاه نطفه بود و چندگاه علقه و چندگاه مضغه » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ ما تَغِيضُ ]: أى و ما تنقص ؛ و الغيض النّقصان ؛ يقال : غاض الماء يغيض غيضا ؛ ( تا آنكه گفته : ) و غيض الماء اى نقص و [ غاض ] هم لازم است و هم متعدّى چنان كه [ نقص ] هم لازم است و هم متعدّى ؛ يقال : غاض الماء و غضته أنا » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 60 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)