[ سوره الرعد ( 13 ) : آيات 3 تا 6 ]
وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ( 3 ) وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ( 4 ) وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 5 ) وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقابِ ( 6 )
اوست آن خداى كه بكشيد و بگسترد زمين را ، حق تعالى در بدايت خلق زمين بيافريد بر جاى كعبه و آنگه بفرمود تا جملهء زمين از زير كعبه بيرون آوردند آنگه زمين بر پشت آب بود بمانند آنكه كشتى باشد بر سر آب ؛ مىجنبيد و آرام نميگرفت حقّ تعالى كوهها را بيافريد و مثقلهء زمين كرد بمثابهء سنگهاى گران كه بر كنار بساط نهند تا باد در ننوردد چنان كه گفت :
[ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ ]
؛ و درين زمين بكرد و بيافريد كوههاى بيخآور ثابت ، و همچنين جويهاى فراخ در زمين بيافريد و از هر نوعى ميوهها دو جفت و دو لون و دو نوع سياه و سفيد و ترش و شيرين و تر و خشك
[ يُغْشِي ]
در مىپوشد تاريكى و ظلمت شب را نور و ضياء روز تا سياه روشن ميگردد ، در اين چيزها آياتى و علاماتى و دلالاتى هست قومى را كه تفكّر كنند و انديشه بجاى آرند تا معبود خود و آفرينندهء جهان را بشناسند
[ وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ ]
و در زمين پارههائيست نزديك به يكديگر و پيوسته بهم ؛ همه از يك جنساند و يك شكل و صورت دارند باز « 1 » اين همه مختلفاند بعضى را صلاحيت زرع هست و بعضى را نيست ، بعضى نبات روياند و بعضى نروياند ، و نيز بوستانهاست از انگور و كشت و درختان خرما ، بعضى آنست كه از يك اصل برآمده است و بعضى نه چنين است ، همه از يك زمين برآمده است و از يك جا رسته و يك آب خورده ، ما كه آفريدگار و پروردگاريم برحسب آنچه ميخواهيم بعضى را بر بعضى تفضيل مىدهيم در رنگ و طعم و بوى ، و در اين جمله آياتى و دلالاتى هست كه اين همه بتدبير مدبّرى است قادر مختار حكيم كه
هامش
( 1 ) - « باز » در اينجا بمعنى « با » است .