تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
شما آن را نميتوانيد ديدن ؛ حكما و بعضى از مسلمانان گفتند كه : آسمان محيط است از جملهء جوانب به زمين و زمين چون گوئى نهاده است در ميان آسمان ؛ و آسمان بر مثال دو طاس است كه بر روى يكديگر نهند و زمين در ميان او چون نقطهء دايره است . جز كه مسلمانان گفتند كه : آسمان بقدرت خداى تعالى بر پاى است و حكما گفتند : زمين بدور فلك ساكن است باعتمادات متكافى و فلك بفلكى ديگر تا بفلك نهم كه آن را فلك الافلاك گويند . و برين قاعده ما لا يتناهى از افلاك لازم آيد تا هر يكى آن ديگرى را نگاه ميدارد و چون افلاك ما لا يتناهى محالست پس گفتار ايشان محال بود . و بعضى ديگر گفته‌اند كه : معنى اينست كه : آسمانها را برداشت بىعمادى كه كه بينند يعنى عمادى نيست تا ديده شود و اگر بودى ديده شدى .
[ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ]
اى استولى ؛ پس آنگاه مستولى شد بر عرش و قادر آمد بر آفريدن وى عاجز نشد ، و آفتاب و ماه را مسخّر كرد تا بفرمان و ارادت وى ميروند چنان كه وى خواهد هر يكى ميرود بأجلى مسمّى و منزلى معيّن ؛ آفتاب بيك سال دوازده برج مىبرد هر برجى بيك ماه و هر روزى از مطلعى ديگر برآيد و بمغربى ديگر فرو شود . و گفته‌اند :
[ لِأَجَلٍ مُسَمًّى ]
يعنى تا بروز قيامت كه آفتاب منكسف گردد و ماه مخسف و ستارگان منكدر .
[ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ]
كار جهان تدبير مىكند بخلق و موت و ارزاق و آجال ؛ گروهى را از كتم عدم در وجود مىآورد ، و گروهى را از اصلاب آباء بارحام أمّهات مىرساند ، و گروهى را از شكم مادران به پشت زمين ميآورد ، و گروهى را از پشت زمين به شكم زمين مىرساند ؛ بر وفق حكمت و صلاح
[ يُفَصِّلُ الْآياتِ ]
و آيات و علامات و دلالات را تفصيل ميدهد و بشرح بيان مىكند لبس و اشكال از وى برميدارد ، اين همه براى چه مىكند ؟ - آن تا بود كه شما بيقين بدانيد كه مدبّر و مفصّل قادر است بر بعث و نشور و بدانيد كه شما بدان خواهيد رسيدن و ثواب خداى خواهيد ديدن و بجزاى آنچه ميكنيد از طاعات و معاصى خواهيد رسيدن .