او بر بصيرت و حجّت و برهان
[ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي ]
من دعوت ميكنم و آنكه بر دين منست همچنين دعوت مىكند ابن عبّاس گفت : مراد صحابهء رسولاند كه ايشان بر نيكوترين طريقى بودند معدن علم بودند و گنج ايمان و لشكر خداى رحمن
[ وَ سُبْحانَ اللَّهِ ]
منزّه است خداى از آنكه با وى شرك آرند آن خدائى كه خالق و رازق خلقانست ، و اگر شما مشركيد من از جملهء مشركان نيستم . آنگه حقّ تعالى بر ايشان ردّ كرد آنچه ايشان گفتند كه : خداى تعالى چرا پيغمبر از جنس آدمى فرستاد و چرا پيغمبران او فريشتگان نبودند به آنكه گفت :
[ وَ ما أَرْسَلْنا ]
و ما نفرستاديم از پيش تو اى محمّد الّا مردانى را از جملهء آدميان دون فريشتگان از أهل شهرها نه از اهل باديه كه مردمان شهرها عاقلتر و حليمتر باشند . اگر اين مشركان نميدانند چرا نروند و در زمين و سفر نكنند « 1 » تا بدانند كه ما پيغمبران كه فرستاديم چگونه بودند ؟
و كسانى كه بايشان ايمان نياوردند حال ايشان چگونه شد ؟ و بنگرند تا عاقبت و سر انجام كسانى كه پيش از ايشان بودند و بايشان ايمان نياوردند و همان كردند كه اينان ميكنند تا چگونه بود ؟ ! به آن اعتبار گيرند و از مثل آنكه ايشان كردند اجتناب كنند آنگه گفت كه : ايشان دنيا اختيار كردند
[ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ
« 2 » ] و سراى آخرت
هامش
( 1 ) - كذا در غالب نسخ و در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « چرا نميروند و در زمين سفر نميكنند » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « أمّا قوله[ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ ]اضافت كرد [ دار ] را به [ آخرت ] لاختلاف اللفظين كقوله تعالى : انّ هذا لهو حقّ اليقين و قولهم عام الاوّل و بارحة الاولى . و يوم الخميس و ربيع الآخر و اين جمله بمنزلت اضافة الشىء الى نفسه است جز كه براى اختلاف لفظ روا داشتند و مثله قول الشاعر :و لو أقوت عليك ديار عبس * عرفت الّذلّ عرفان اليقيناين قول ضعيف است ، مذهب درست آنست كه بمصريان گفتند : به هيچ وجه اضافة الشىء الى نفسه و لا اضافة الموصوف الى صفته جايز نباشد و اين چيزها و امثال اين بر تأويل حذف الموصوف و اقامة الصفة مقامه باشد و كذلك : يوم الجمعة و بارحة الاولى و جانب الغربى و دار الاخرة و صلاة الاولى و مسجد الجامع و بقلة الحمقاء و انّما هو بتأويل يوم الصلاة الجمعة و بارحة الساعة الاولى و جانب المكان الغربى و دار الحياة الآخرة و صلاة الساعة الاولى و مسجد الوقت الجامع و بقلة الحبّة الحمقاء ، و همچنين اضافهء شىء با موصوفش نشايد و أمّا قولهم عليه سحق عمامة و جرد قطيفة و أخلاق ثياب و هل عندك جابية خبر بر تأويل انفصال بود و اضافت بمعنى من و التّقدير : سحق من عمامة و جرد من قطيفة و اخلاق من ثياب كقولك خاتم فضة و باب ساج اى من فضّة و من ساج » .