نگفت : اذ أخرجنى من الجبّ ، تا تعيير و ملامت برادران نباشد پس از آنكه ايشان را عفو كرده بود
[ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ
« 1 »
الشَّيْطانُ ]
پس از آنكه شيطان ميان من و برادران من وحشت افكند و دوستى تباه كرد ما را خداى تعالى به يكديگر رسانيد ، بدرستى كه خداى تعالى لطيف « 2 » و نيكوكار است هر آن چيزى را كه خواهد ، بلطف وى بود كه فراق ما بوصال مبدّل گشت ، اوست داناى درستكار و درست گفتار ؛ هر چه كند و گويد محض حكمت باشد .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 101 ]
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ( 101 )
كلبى گفت : مدّت غيبت يوسف بيست و دو سال بود سلمان پارسى گفت : چهل سال بود ، حسن بصرى گفت : هشتاد سال بود ، و عمر يوسف صد و بيست سال بود و او را از زليخا سه فرزند بود دو پسر افراهيم و ميشا و يك دختر نام او رحيمه كه زن أيّوب پيغمبر بود . وهب گفت : يعقوب با فرزندان و خويشان كه در مصر آمدند هفتاد و دو كس بودند و آنگه كه با موسى از مصر بيرون آمدند ششصد هزار و پانصد و هفتاد و اند مرد بودند مقاتل ؛ و باقى زنان و كودكان و بيماران هزار هزار و دويست هزار بودند « 3 » و يعقوب
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « النزغ التحريش بين الاثنين و افساد ما بينهما و منه قوله : و امّا ينزغنّك من الشيطان نزغ » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و لطف آن بود كه مكلّف را بفعل واجب نزديك گرداند و از قبايح دور كند » .
( 3 ) - نگارنده گويد : چنان كه تا كنون مكرّر تصريح كردهايم كه مأخذ عمده و مهمّ ابو الفتوح ( ره ) در نقل قصص انبيا عليهم السلام عرائس ثعلبى بوده است و بممارست معلوم مىشود كه در غالب موارد بيانات ابو الفتوح ( ره ) ترجمهء عبارات عرائس است كلمه به كلمه پس طالب مأخذ اين قصص اگر خواهد به آن جا بايد مراجعه كند و نصّ عبارت وهب منبّه بنابر نقل در عرائس اين است ( ص 83 چاپ مصر بسال 1312 ؛ س 20 ) .
« قال وهب : دخل يعقوب و ولده مصر و هم اثنان و سبعون انسانا ما بين رجل و امرأة ، و خرجوا منها مع موسى و مقاتلتهم ستّمائة ألف و خمسمائة و بضع و سبعون رجلا سوى الذرّيّة و الهرمى و الزمنى و كانت الذّرّية ألف ألف سوى المقاتلة » پس گويا رقم دويست هزار از نسخهء مطبوعهء عرائس افتاده است و يا در تفسير ابو الفتوح ( ره ) همچنين در تفسير ابو المحاسن ( ره ) اشتباها اضافه شده است .
و در مقدّمه نسبت به اين قبيل احصائيّات آنچه لازم بود گفتيم و نقل كرديم فراجع ان شئت .