تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و صدق او كرد تا مردم از حيرت و ضلالت خلاص يافتند چنان كه بيمار از علّت و رنج شفا يابد ، ديگر آنكه شكّ و شبهت را زايل گرداند چون در وى نظر كنند پس شفاى رنج شبهت باشد ، و ديگر آنكه مردم به اين قرآن تبرّك كنند و شفا طلبند و خداى تعالى شفا دهد ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : القرآن هو الدّواء و من لم يستشف بالقرآن فلا شفاه اللّه ؛ همانا قرآن دواست ؛ هر كه او به قرآن طلب شفا نكند خداى تعالى او را شفا مدهاد . و صادق عليه السلام گفت : هر كه را بيمارى باشد بايد كه چون بامداد روى از نماز بگرداند هفت بار الحمد بخواند و باد بر او دمد اگر به نشود روز ديگر هفتاد بار بخواند ، من ضامنم بشفاى آنكس الّا بيمارى باشد كه اجل او در آن باشد .
[ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ ]
و اين قرآن نيفزايد ستمكاران را جز زيانكارى ؛ براى آنكه به او انتفاع نگيرند و در او نظر نكنند تا به او مهتدى شوند « 1 » .

[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 83 تا 85 ]

وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً ( 83 ) قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلاً ( 84 ) وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً ( 85 ) و چون ما نعمت كنيم بر آدمى از انواع نعمت از تندرستى و روزى فراخ و كامرانى و نظام امور بطر گيرد و از ذكر ما اعراض كند و روى از ما بگرداند و جانب خود را دور كند يعنى خود را از ما دور دارد و مستغنى شود از ما ، و چون بدى بوى رسد از بيمارى و درويشى و غير آن نوميد شود و قطع طمع كند و آن علامت لؤم و دنائت نفس باشد كه مردم در نعمت بطر « 2 » باشند و در شدّت جزوع « 3 » و يؤوس « 4 » . آنگه
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « همّام گفت : از قتاده شنيدم كه او گفت : كه هيچكس نباشد كه با قرآن مجالست كند و الّا از نزديك او با زيادتى يا نقصانى برخيزد يعنى كه قرآن شفا و رحمت است مؤمنان را ؛ و خسارت و زيان است ظالمان را و كافران را ؛ و اين آيت برخواند » . ( 2 ) - [ بطر ] بر وزن [ كتف ] صفت است از [ بطر ] كه بمعنى طغيان از فرط نعمت است . ( 3 ) - [ جزوع ] بر وزن صبور بمعنى جزع كننده و ناشكيبا و ناصبر است و در بعضى نسخ [ جزع ] بر وزن [ كتف ] و آن نيز به همين معنى است . ( 4 ) - در منتهى الارب گفته : « يؤوس كندس و يائس كطالب و يؤوس كصبور نوميد » .