تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
از عبد اللّه سلام روايت كرده‌اند كه او گفت : روز قيامت كرسىاى بيارند و در پيش عرش نهند پيغمبر شما بر آنجا نشيند . آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خطاب كرد و گفت :
[ وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ
« 1 » ] بگوى اى محمّد كه : اى خداى من مرا در جاى صدق برو بيرون آور مرا از جاى صدق ؛ عبد اللّه عبّاس گفت : معنى اينست كه : مرا از مكّه با مدينه آر ، از جعفر الصادق عليه السلام از پدرانش روايتست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آنگه گفت كه در غار شد يعنى كه : از مكّه بيرون آر مرا ايمن ؛ و باز در مكّه بر با مراد و ظفر ،
[ وَ اجْعَلْ لِي ]
و مرا از نزديك خود سلطانى و حجّتى كن منصور ، و قوّتى بخش بر آنان كه با من دشمنى كنند و عزّى ظاهر ده كه دين تو به آن راست دارم خداى تعالى او را به اين دعا ملك فارس و روم وعده داد . قتاده گفت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دانست كه او را بر اين كار قوّت نباشد الّا بسلطانى از قبل خداى از خداى تعالى سلطانى خواست تا منصور و مؤيّد گردد از قبل خداى بر اداى كتاب و اقامت حدود او ، كلبى گفت : مراد به اين سلطان عتّاب بن اسيد « 2 » است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را بر مكّه عامل كرد و او مردى سخت بود بر فاسقان و نرم جانب بود بر مؤمنان ؛ او گفت : و اللّه كه اگر كسى به نماز جماعت حاضر نيايد گردنش بزنم كه تخلّف نكند از نماز جماعت الّا منافقى .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) ضمن وجوهى كه در تفسير [مُدْخَلَ صِدْقٍومُخْرَجَ صِدْقٍ] آورده گفته : « مجاهد گفت : أدخلنى فى أمرك الذى أرسلتنى ؛ مرا در آن كار بر كه مرا براى آن فرستادى از اداى شريعت و تبليغ رسالت ، و مرا از عهدهء تكليف و تبعت گزاردن آن بيرون آر ، در هر دو حال با صدق ، و كلبى گفت : اين آنگه گفت كه از تبوك بازگشت گفت : مرا در مدينه برو از مدينه بيرون آر و با مكّه بر فتح برآورده برابر من عطا گفت : أخلنى فى طاعتك مرا در طاعت خود بر يصدق و اخلاص و از عهدهء آن بيرون آر چون گزارده باشم بىتقدير ، قتاده گفت از حسن : أدخلنى مدخل صدق ؛ مرا ببهشت بر ، و أخرجنى مخرج صدق ؛ مرا از مكّه بمدينه بر تا دعا جامع باشد دنيا و آخرت را بعضى دگر گفتند كه : در هر كارى كه مرا درو خواهى بردن بصدق بر و ازو بصدق بيرون آر ، و مرا از آنان مكن كه يدخل بوجه و يخرج بوجه كه بروئى در شود و بروئى بيرون آيد فانّ ذا الوجهين لا يكون أمينا عند اللّه ؛ كه دو روى بنزديك خداى أمين نباشد » . ( 2 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « عتّاب بن اسيد بالفتح ابن أبى العيص بكسر المهملة الاموىّ ابو عبد الرحمن من مسلمة الفتح ولى للنبىّ ( ص ) مكّة و له عشرون سنة » طالب ترجمهء او بكتب مؤلّفه در أحوال صحابهء پيغمبر ( ص ) رجوع كند .