طلب ردّ قرآن كند تا همچنين كه هست مسطور و محفوظ گردد مگر رحمت خداى تعالى ترا دريابد و اين قرآن را مسطور و محفوظ بگذارد .
در خبرست « 1 » كه « 2 » روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون آمد سرباز بسته از رنجى كه او را بود بر منبر رفت و خداى را حمد و ثنا گفت آنگه گفت : اين كتابها چيست كه شما مىنويسيد ؟ ! كتابى هست جز كتاب خداى تعالى ؟ ! نزديك است كه خداى تعالى خشم گيرد براى كتاب خود و هيچ ورقى رها نكند و هيچ دلى كه در او آيت قرآن باشد الّا كه آن را بردارد گفتند : يا رسول اللّه أحوال مؤمنان چگونه باشد آن روز ؟ - گفت :
هر كه خداى تعالى بوى خيرى خواهد او را توفيق ثبات دهد بر كلمهء توحيد كه
[ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ] *
است .
عبد اللّه مسعود گفت : اوّلين چيزى كه شما از دين خود نيابيد امانت باشد ، و آخرين چيزى كه نيابيد نماز باشد ، و قومى باشند كه ايشان نماز كنند و ايشان را دين نباشد و روزى آيد كه شما در روز آئيد و قرآن در ميان شما هيچ نباشد نه در دلها و نه در مصحفها ؛ آنگه اين آيت برخواند :
[ وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ ]
، عبد اللّه عمر گفت « 3 » : قيامت
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « در خبر آمد از هشام بن عروة عن أبيه عن عبد اللّه بن عمر كه رسول ( ع ) تا آخر » .
( 2 ) - سيوطى در الّدرّ المنثور در تفسير همين آيه متن اين روايت را با اين سند چنين نقل كرده ( ج 4 ؛ ص 202 ) « و أخرج ابن مردويه عن ابن عبّاس و ابن عمر رضى اللّه عنهما قالا : خطب رسول اللّه ( ص ) فقال : يا أيّها النّاس ما هذه الكتب الّتى بلغنى أنّكم تكتبونها مع كتاب اللّه ؟ ! يوشك ان يغضب اللّه لكتابه فيسرى عليه ليلا لا يترك فى قلب و لا ورق منه حرفا الّا ذهب به ، فقيل : يا رسول اللّه فكيف بالمؤمنين و المؤمنات ؟ - قال : من أراد اللّه به خيرا أبقى فى قلبه لا إله الّا اللّه » و در آن تفسير در ذيل اين آيه احاديث بسيار كه همه قابل ملاحظه و دقّت است نقل شده است فراجع ان شئت .
نگارنده در مقدّمهء تفسير و همچنين در خاتمهء آن نيز احاديثى كه مؤيّد اين مطلب است و مضمون حديث متن را تأييد و تشبيد مىكند نقل كرده است از آنها نيز غفلت شود .
( 3 ) - سيوطى در الدرّ المنثور آن را چنين نقل كرده : « و أخرج محمّد بن نصر فى كتاب الصلاة عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص ( كذا و گمان ميرود [ و بن العاص ] از طغيان قلم ناسخان ناشى شده است ) قال : لا تقوم الساعة حتّى يرفع القرآن من حيث نزل ؛ له دوىّ حول العرش كدوىّ النحل يقول : أتلى و لا يعمل بى » .