اوّلين كسى كه او را بخوانند رسول ما باشد ، چون او را بخوانند او گويد : لبّيك و سعديك ، الخير فى يديك و الشّرّ ليس إليك ، و المهدىّ من هديت ، و عبدك بين يديك ، منك و بك و لك و اليك ، لا ملجأ و لا منجا منك إلّا إليك ، تباركت و تعاليت ، سبحانك ربّ البيت ؛ فذلك قوله تعالى : عسى ان يبعثك ربّك مقاما محمودا .
قتاده روايت كرد از أنس مالك كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : روز قيامت مؤمنان گناهكار مجتمع شوند و خداى تعالى ايشان را الهام دهد تا گويند بيائيد : تا شفيعى انگيزيم بخداى تعالى تا باشد كه ما را از اين مقام برهاند ، پس بنزديك آدم آيند و گويند : اى آدم صفى خداى تعالى ترا بدست قدرت خود بيافريد و مسجود فريشتگان گردانيد ميخواهيم كه ما را شفيع باشى به حضرت حقّ ؛ آدم گويد : من پايهء آن ندارم و مرا خطيئتى افتاده است به ترك سنّتى كه هنوز در خجالت آنم ، از آنجا پيش نوح آيند و گويند : تو اوّلين پيغمبرى كه خداى تعالى او را بكافّهء خلايق فرستاد ما را شفاعت كن ؛ گويد كه : من اين مقام ندارم ، پيش ابراهيم خليل آيند و از وى در خواهند گويد : مرا قوّت اين نيست ، پيش موسى آيند ؛ همين جواب دهد ، بنزديك عيسى آيند ؛ او گويد : اين پايه كس را نباشد الّا محمّد را كه سيّد اوّلين و آخرين است ، پيش من آيند من برخيزم و ايشان در پيش من دو صف كشيده باشند من از ميان ايشان بروم و از خداى تعالى دستورى خواهم دستورى يابم ، در سجده افتم و روى بر زمين نهم ، خطاب آيد كه : سر بردار و بخواه آنچه ؛ ميخواهى تا بدهندت و شفاعت كن تا ببخشند ، من سر بردارم و خداى را حمد و ثنا گويم آنگه شفاعت كنم چندانكه مرا حدّ بر زده باشند و تعيين كرده ؛ به من بخشند ، بار ديگر مراجعت كنم و سر بر زمين نهم ، ندا آيد كه بخواه تا بدهندت و شفاعت كن تا ببخشند ؛ من سر بردارم و شفاعت كنم ؛ جهانى « 1 » را به من بخشند ، و همچنين شفاعت كنم تا هر كس را كه گويندهء « لا إله إلّا اللّه » باشد و در دل او مقدار جوى ايمان باشد بخواهم و به من بخشند و چندان شفاعت كنم تا كه در دوزخ نماند إلّا كافر محض .
و بروايتى ديگر مراد به [ مقام محمود ] مقام رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است بر عرش يا بر كرسى .
هامش
( 1 ) - مراد بكلمهء « جهان » در اينجا كثرت است يعنى جماعات بسيار و اقوام بيشمار را به من بخشند .