تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
چون ساز سفر كردند و روى بمصر نهادند و بنزديك يوسف رسيدند يوسف را خطاب كردند كه اى عزيز مصر ما را و اهل ما را سختى و محنت و درويشى و قحط رسيده است و پيش تو آمده‌ايم و بضاعتى آورده‌ايم اندك كه بدست هر كس كه دهند آن را بيندازد و از خود دور گرداند . عبد اللّه عبّاس و سعيد جبير گفتند : درم بد بود كه كس آن را نستدى مگر بنقصان [ مقاتل و كلبى گفتند : صنوبر بود و حبّة الخضراء ، حسن بصرى گفت كه : ماستينه بود ، و گفتند : نعل و اديم بود ، و گفتند : پست مقل بود ، و گفتند : كاسد و ناروا بود « 1 » ] و گفتند : متاعى از آنچه بدويان و شبانان را باشد از روغن گاو و پشم و موى و آن در جنب آنچه ديگران آورده بودند و به آن طعام ميخريدند چون ناچيزى بود گفتند : بضاعت ما اينست ؛ تو نظر بدين مكن ما را كيل تمام بده چنان كه پيش از اين ميدادى و صدقه كن برما كه خداى تعالى مكافات كند صدقه كنندگان را . حقّ سبحانه و تعالى درين آيت بندگان را شرط ادب آموخته است در حاجت خواستن ؛ چون حاجت خواهى اوّل مدح و ثنا بايد گفتن چنان كه ايشان گفتند : ايّها العزيز ، دوّم شرح حال و صفت ضعف خود بايد گفت چنان كه مسّنا و أهلنا الضّر ؛ و سيّم آنچه كرده باشى از طاعت و خير ؛ اندك شمردن و مذمّت كردن چنان كه : و جئنا ببضاعة مزجاة ؛ آنگه حاجت از كريمان لايق كرم ايشان بايد خواست چنان كه : فأوف لنا الكيل ، و آنگه آنچه داده شود آن را بر سبيل تفضّل بايد دانست نه بر سبيل استحقاق چنان كه : و تصدّق علينا .
[ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا ]
گفته‌اند كه : مراد اينست كه بما به كمتر از آنچه بغيرى دهى طعام ده ، و گفته‌اند كه : صدقه كن بر ما به آنكه برادر ما ابن يامين را بما دهى و نگفتند انّ اللّه يجزيك ؛ براى آنكه ندانستند كه وى مؤمنست « 2 » چون ايشان اين نوع سخن گفتند
هامش
( 1 ) - عبارت ميان دو قلّاب در غالب نسخ نيست . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و قوله[ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا ]درو دو قول گفتند : يكى آنكه - نقصان سعر خواستند براى آنكه صدقه بر ايشان حرام بود و اين قول سعيد جبير است و سفيان ، و عيينه گفت : در شرع ايشان صدقه حلال بود پيغمبران را ، مجاهد گفت : نشايد گفتن : الّلهمّ تصدّق علينا ؛ براى آنكه بر صدقه توقّع ثواب باشد و درست آنست كه بر حقيقت نشايد گفتن بر سبيل توسّع و مجاز شايد گفتن بمعنى تفضّل . و بعضى دگر گفتند : معنى آنست كه صدقه كن بر ما به آنكه برادر ما ابن يامين را با ما دهى و گفتند : براى آن بر عموم گفتند[ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ]و نگفتند : [ انّ اللّه يجريك ] كه ندانستند كه او مؤمن است و جزاى عمل گويد » .