گرگ نام كردم ، گفت : چرا ؟ - گفت براى آنكه حوالتى كردند كه او را گرگ بخورد ، و سوّم را خون نام كردم ، گفت : چرا ؟ - گفت : براى آنكه پيراهن خون آلود آوردند و حوالت آن خون بگرگ كردند ، يوسف عند آن حال گفت : اگر اينان ديگر باره بازآيند من بيش از اين اينان را در بند ندارم جز كه خويشتن را اظهار كنم ، چون برادران بازآمدند ايشان را گفت :
[ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ ]
« 1 » هيچ ميدانيد كه شما با يوسف و برادرش چه كرديد ؟ چون جاهل بوديد و نميدانستيد « 2 » كه كار وى بكجا رسد يعنى يوسف را از پيش پدر بياورديد و در چاه افكنديد و
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ ]گفت : شما دانيد كه با يوسف و برادرش چه كرديد در وقتى كه جاهل بوديد بعضى گفتند : جاهل بوديد و ندانستيد كه كار او بكجا رسيد ، و بعضى دگر گفتند : آنگه گناه كرديد كه گناهكار همه جاهل بود براى آنكه كار جاهلان كند عبد اللّه عباس گفت : يعنى كه شما كودك بوديد كه كودك همه جاهل بود حسن گفت : برنا بوديد و برنا جاهل بود لقوله عليه السلام : الشباب شعبة من الجنون ؛ برنائى شاخى از ديوانگى است ، و درست آنست كه او بفرمان خداى خود را پوشيده داشت و بفرمان خداى اظهار كرد چه پيغمبران مانند اين بفرمان خداى كنند .
اگر گويند : چگونه گفت[ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ ]چه كرديد بيوسف و برادرش ؟ - و ايشان با برادر يوسف هيچ نكردند هر چه كردند با يوسف كردند ؟ - گوئيم : از اين چند جوابست :
يكى آنكه چون يوسف را از بر پدر ببردند برادر را بفراق او ممتحن كردند كه از برادران فرقت يوسف ابن يامين را سخت آمد ديگران شادمانه شدند به آن .
دگر آنكه چون حديث صاع افتاد و صاع در بار ابن يامين يافتند زبان دراز كردند و او را دشنام دادند و سفاهت كردند و گفتند : اى بنى راحيل ما را از شما چند محنت خواهد بودن ؟ ! جواب دگر آنست كه : چون ايشان برفتند يوسف ابن يامين را گفت : اينان با تو چه كردند و چگونه بودند با تو ؟ - گفت : همچنان دشمنى و معادات كه با تو كردند با من هم از آن كردندى و پيوسته مرا جفا كردندى و دشنام دادندى و اگر تمكين يافتندى از من با من همان كردندى كه با تو :
چون يوسف اين بگفت ايشان بگفتند : ائنّك لانت يوسف » .
( 2 ) - در يك نسخهء معتمد : « كردى و ندانستى » مطابق اصطلاح ابو الفتوح ( ره ) از وضع مفرد در جاى جمع ؛ چنان كه در موارد بسيار به آن اشاره كردهايم .