گفت كه : خبر ده مرا و بياگاهان كه اين شخص را كه تو برگزيدى و بزرگوار كردى و بر منش تفضيل دادى چرا تو او را بر من اختيار كردى و من بهترم ازو ؟ آنگه ابتدا كرد و گفت : اگر تو مرا تأخير كنى و أجل من باز پس دارى تا روز قيامت ؛ من از بن و بيخ بركنم فرزندان او را باغوا مگر اندكى را از ايشان و ايشان معصوماناند .
و وجهى ديگر آنست كه اى مىبينى تو اين را كه بر من تكريم كردى و تفضيل دادى اگر مرا تأخير كنى و مهلت دهى تا بروز قيامت من فرزندان او را ببزه و معصيت راه نمايم تا معصيت كنند و بشومى معصيت از بن و بيخ بر افتند و از بن و بيخشان بركنم مگر اندكى را از ايشان . خداى تعالى وى را گفت : برو به كار خويش كه هر كس كه پسرو تو شود از فرزندان آدم و متابعت تو كند دوزخ جزا و پاداشت شما باشد جزائى تمام ؛ آنگه با شيطان خطاب كرد بر سبيل تهديد و وعيد و گفت : برو برانگيز و سبكسار « 1 » كن و از جاى ببر و گمراه گردان آن را كه ميتوانى بآواز خود يعنى بدعوت خود ايشان را با معصيت ، و هر داعى كه با معصيت دعوت كند او از لشكر ابليس باشد مجاهد گفت « 2 » : مراد آواز مزامير و سرود است .
[ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ ]
و گرد كن بر ايشان سواران و پيادگان خود را .
عبد اللّه عبّاس گفت : ابليس را سواران و پيادگاناند از جنّ و إنس ؛ هر سوارى و پيادهء كه در معصيت خداى سعى كند او از لشكر ابليس باشد .
[ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ]
و با ايشان شريك شو در مال ايشان و فرزندان ايشان .
بعضى از مفسّران گفتند كه : مراد هر مالى است كه از معصيت بدست آرند عطا گفت : رباست ، قتاده گفت : آنست كه مشركان بر خود حرام كردند از بحيره و سائبه و
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « سبكسار با سين بىنقطه بر وزن سبكبار بمعنى خوار و بيقرار و بىتمكين و بىوقار و شتابزده باشد و بمعنى سبكسر هم هست كه كنايه از فرومايه و سفيه باشد چه سار بمعنى سر هم آمده است » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « در او دو قول گفتند ؛ عبد اللّه عبّاس و قتاده گفتند : [ بصوتك ] أى بدعائك الى معصية اللّه ، بدعوتت ايشان را با معصيت ، و هر داعى كه با معصيت دعوت كند او از لشكر ابليس باشد مجاهد گفت : ( تا آخر ) » .