تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
مثل زدند و بچه تشبيه كردند از تشبيهات مختلفه چون ساحرى و شاعرى و كاهنى و ديوانگى . [ فضلّوا ] پس ايشان گمراه و متحيّر شدند و ترا نشناختند و راه به تو نتوانستند آوردن ؛ از آنكه نظر نكردند در أحوال تو و معجزات تو تا آن ايشان را بشناختن تو رساند .

[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 49 تا 52 ]

وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً ( 49 ) قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً ( 50 ) أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ وَ يَقُولُونَ مَتى هُوَ قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً ( 51 ) يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً ( 52 ) و اين كافران گفتند چون از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن قيامت و حشر و نشر شنيدند كه : اى « 1 » چون ما استخوان باشيم و ريزيده و پوسيده گرديم « 2 » ما را خلقى نو برانگيزند و اين بتعجّب و استبعاد حشر و نشر گفتند ، عبد اللّه عبّاس گفت : مراد به [ رفات ] گرد است ، مجاهد گفت : خاك است ، حقّ تعالى خطاب كرد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و گفت كه : جواب ايشان بازده و بگوى كه : شما سنگ باشيد يا آهن باشيد در شدّت و صلابت يا هر خلقى كه در سينه و دل شما افتد از آنچه بزرگ باشد خداى تعالى قادر باشد كه شما را اعادت كند و باز آدمى زنده گرداند . در اين [ خلق ] خلاف كرده‌اند بعضى گفتند : كوه است ، مجاهد گفت : آسمان و زمين است ، و بيشتر مفسّران گفتند : مراد مرگ است يعنى اگر به مثل مرگ شويد من شما را مرگ بچشانم و بميرانم و آنگه زنده گردانم عبد اللّه عبّاس و سعيد جبير گفتند : كافران رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفتند : أ رأيت لو كنّا الموت ؟ چگوئى اگر ما مرگ شويم ما را كه بميراند ؟ - خداى تعالى گفت : از مرگ چيزى بزرگتر نيست در دل شما ؛
هامش
( 1 ) - « اى » مطابق استعمال اين مفسّر ( ره ) بمعنى « آيا » است چنان كه مكرّر گفته‌ايم . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ رفات ] هر چيزى بود كه از چيزى بريزد ، و مثله الحطام و الرّصاص » .