نفس را كه خداى تعالى حرام گردانيده است كشتن او و منع كرده است از آن مگر بحقّ ، و كشتن بحقّ آن بود كه كافر شود بعد از ايمان ، و زنا كند بعد از احصان ، و بقصاص و بوجهى از وجوه شرعى . آنگه گفت :
[ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً ]
و هر كه او را بظلم بكشند ما ولىّ وى را قوّتى و دستى و ولايتى داديم بر كشندهء وى تا اگر خواهد قصاص كند ، و اگر خواهد ديت طلب دارد ، و اگر خواهد عفو كند و ببخشد ، پس تو اى آنكه قصد قتل ميكنى اسراف مكن و خون بناحق مريز تا خون تو ريخته نشود يا « 1 » اين ولى نبايد كه اسراف كند و ببدل يكى بيشتر از يكى را كشد گو اسراف مكن و جز كشنده را مكش كه او منصور و يارى كرده باشد در دنيا بقصاص و در آخرت به ثواب و عوض . و قوله
[ إِلَّا بِالْحَقِّ ]
تفسيرش گفتار رسول است كه گفت :
أمرت أن أقاتل النّاس حتّى يقولوا : لا إله إلّا اللّه ؛ فاذا قالوها عصموا منّى دماءهم و أموالهم إلّا بحقّها ؛ و حسابهم على اللّه ، قيل : و ما حقّها يا رسول اللّه ؟ - قال زنا بعد إحصان ، و كفر بعد إيمان ، و قتل نفس فيقتل بها ؛ گفت : مرا فرمودند كه با مردمان كارزار كنم تا آنگه كه بگويند : لا إله الّا اللّه ، و چون بگفتند خون و مال خود را از من در حمايت گرفتند إلّا بحقّش و حساب ايشان بر خداست ، گفتند : يا رسول اللّه حقّ آن چيست ؟ - گفت : كفر از پس ايمان ، و زنا از پس إحصان ، و كشتن نفسى كه او را به او باز كشند .
مفسّران خلاف كردند در اسراف در قتل ؛ عبد اللّه عبّاس گفت : مراد آنست كه جز قاتل را نبايد كشتن ، حسن و ابن زيد گفتند : عرب در جاهليّت عادت داشتند كه چون كسى را بكشتندى طلب آن كردندى كه شريفتر از مقتول خود را باز كشند و قاتل را رها كنند خداى تعالى نهى كرد از آن « 2 » .
هامش
( 1 ) - اشاره باختلاف قرائت در[ فَلا يُسْرِفْ ]است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « حمزه و خلف خواندند [ فلا تسرف ] بالتاء على نهى المخاطب ؛ آنگه يا خطاب با قاتل باشد يا خطاب با رسول عليه السلام باشد و مراد امّت ، و شايد كه خطاب با طالب قود باشد يعنى ببدل يك كشته بيشتر از يكى باز مكشيد و يا آن را كه مجرم نباشد و قاتل ؛ او را مكشيد ، و باقى قرّاء خواندند[ فَلا يُسْرِفْ ]بر نهى مغايبه ؛ رسول را ميگويد : بگو : تا اسراف نكند طالب قصاص با قاتل » .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و رسول عليه السلام گفت : عاتىتر كسى و عاصىتر كسى بر خداى تعالى سه كس باشند ؛ آنكس كه او در طلب قصاص نه قاتل را باز كشد ، و كسى كه او بكينهء جاهليّت كسى را بكشد ، و كسى كه كسى را در حرم بكشد » .