خداى شما عالمترست و داناتر به آنچه در دلهاى شماست از نيكوئى كردن با مادران و پدران و عاقّ شدن و عاصى شدن در ايشان اگر شما صالح باشيد و نيكوكار و با خداى گرديد در هر كار كه باشيد ، و از زلّتى و هفوتى « 1 » كه در حقّ پدر و مادر افتد خداى تعالى شما را بيامرزد كه او آمرزندهء كسانى است كه با درگاه او گردند .
[ وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ ]
چون خداى تعالى وصيّت كرد بمادر و پدر وصيّت كرد بخويشان ديگر و گفت : بده به آن كسى كه خداوند قرابت و خويشى است با تو حقّ او يعنى با خويشاوندان صلت رحم كن و احسان و نيكوئى .
بعضى از مفسّران گفتند كه : مراد قرابت رسول است و اين اختيار اصحابان « 2 » ماست « 3 » .
در خبر است كه : چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه را بخواند و فدك به او داد و مدّت حيات رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در دست وى بود و در تصرّف وى ؛ دخل آن در مصالح او و فرزندان او صرف ميكرد و چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متوفّى شد ازو باز گرفتند و چون طلب ميراث پدر كرد گفتند كه : ترا از پدر ميراث نباشد كه او گفت : نحن معاشر الانبياء لا نورّث ؛ ما زمرهء پيغمبران را ميراث نباشد ، ما تركناه صدقة ؛ آنچه ما
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « يعنى اگر پيش از آن در حقّ پدر و مادر شما را هفوتى رفته باشد يا جفائى آنگه توبه كنيد و با سر صلاح شويد خداى بيامرزد شما را و او آمرزندهء توبه كارانست ، و فايدهء [ كان ] آنست كه گفتيم چند جاى كه معنى آنست كه : لم يزل كذلك . سعيد جبير گفت كه : آيت در حقّ كسانى است كه از ايشان در حقّ مادر و پدر هفوتى بود و غرض ايشان خير بود و اگرچه ايشان كاره باشند آن را ؛ خداى تعالى بيامرزد آن را » .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و سدّى روايت كرد از أبى ديلمى كه علىّ بن الحسين مردى را گفت از اهل شام : قرآن دانى ؟ - گفت : آرى ، گفت : در بنى اسرائيل نخواندهء و آت ذا القربى حقّه ؟ - گفت : شما از آن قرابتيد كه خدا فرمود كه : حقّ ايشان بايشان دهيد ؟ - گفت : آرى » .
( 3 ) - مكرّر در مكرّر گذشته است كه : « ابدالان ، و اصحابان ، و اعوانان » و امثال اينها كه بر حسب قياس عربى جمع الجمعند و در عربى به كار نرفته است در فارسى قديم فراوان در فراوان استعمال شده است و ببرخى از موارد استعمال در تعليقات كتاب نقض و ديوان قوامى اشاره كردهام فراجعهما ان شئت .