تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
دست خود را بيكبار از دادن در بند مدار و بيكبار هر چه دارى مبخش كه آنگه بنشينى ملامت كرده و رنجيده و منقطع از آنچه ترا بوده باشد و گفته‌اند :
[ مَحْسُوراً ]
يعنى برهنه . جابر بن عبد الله انصارى گفت : سبب نزول آيت آن بود كه روزى رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بود كودكى آمد و گفت : يا رسول اللّه مادر من ترا دعا مىكند و ميگويد : مرا پيراهنى ده تا در آن نماز كنم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : وقتى ديگر بيا كه اين وقت را چيزى نيست كه او را شايد ، كودك برفت و باز آمد و گفت : ميگويد كه : اين پيراهن كه تو پوشيده دارى بده ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شرم داشت برخاست و در خانه رفت و پيراهن بيرون كرد و بوى داد و برهنه بنشست ، وقت نماز درآمد بلال بانگ نماز بكرد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون نيامد صحابه دل مشغول شدند يكى برخاست و در حجره شد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديد كه پيراهن نداشت خداى تعالى اين آيت فرستاد : انّ ربّك يبسط الرّزق ؛ بدرستى كه خداى تو روزى بگستراند و فراخ گرداند بر آنكس كه خواهد ، و تنگ گرداند بر آنكس كه خواهد ؛ مالك قبض و بسط اوست و او باحوال بندگان خود آگاه و بيناست ، داند كه مصلحت هر يكى از قبض و بسط در چيست چنان كه ميداند ميسازد .

[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 31 تا 33 ]

وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً ( 31 ) وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلاً ( 32 ) وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً ( 33 ) و چون معلوم شد و دانستيد كه قبض و بسط روزى خدا مىكند و روزى خداى ميدهد فرزندان خود را از ترس درويشى مكشيد آيت در حقّ آنان آمد از عرب كه دختران خود را زنده در گور كردندى ، خداى ايشان را ازين نهى كرد و گفت : ايشان را از ترس درويشى مكشيد كه ما ايشان را روزى دهيم و شما را هم ؛ كه كشتن ايشان خطائى بزرگ است و گناهى سخت ؛
[ وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى ]
و بزنا كردن نزديك مشويد و گرد زنا مگرديد كه زنا كردن هميشه كارى زشت بوده است و راهى بد ، و مكشيد