تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
پدر يا هردوان « 1 » بنزديك تو پير شوند و با تو باشند و در خانهء تو باشند تو از ايشان دلتنگ مباش و ضجارت مكن گشاده روى و خوش زبان باش چيزى مكن كه از آن برنجند ، سخنى مگوى كه از آن دلكوب و آزرده شوند ، ايشان را مگوى أفّ و [ أفّ ] كلمه‌ايست كه در وقت دلتنگى گويند . صادق عليه السلام گفت كه « 2 » : كمترين عقوق أفّ است و اگر چيزى از اين كمتر و آسانتر بودى هم خداى از آن منع كردى ؛ ظاهر آيت نهى است از أفّ گفتن و آنچه بيشتر ازين است از چيزى كه پدر و مادر آن را كاره باشند نهى از آن بفحواى خطاب معلوم است و تخصيص كبر « 3 » و پيرى براى آن كرد « 4 » كه ايشان در آن وقت محتاج باشند و براى اين در مثل آورده‌اند : فلان أبرّ من النّسر ؛ فلان از كركس نيكوكارترست ؛ براى آنكه چون كركس پير شود و بر نتواند خاست بچگان وى وى را زقّه كنند و علف « 5 » دهند چنان كه وى بچگان خود را علف « 6 » دادى . آنگه گفت : و لا تنهر هما ، و بانگ بر مادر و پدر مزن و آواز بلند مگردان و ايشان را سخن نيكو گوى چنان كه حسن ادب اقتضاى آن كند و گفته‌اند كه : گفتار نيكو اينست كه گويند : يا أمّاه يا أبتاه ؛ و فرو نه براى ايشان بال مذلّت را از روى رحمت ، و اين
هامش
( 1 ) - « هر دوان » يعنى هر دو نفرشان و اين تعبير در قديم معمول بوده و در تعليقات ديوان قوامى اندكى از موارد استعمال و شواهد به كار رفتن آن را ياد كرده‌ايم فراجعه ان شئت . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) روايت را چنين نقل كرده : « و رضا عليه السلام روايت كرد از پدرش كاظم ( ع ) از صادق ( ع ) كه او گفت : اگر خداى دانستى كه در مكروهات كلمتى هست خوارتر و اندك‌تر از « أفّ » مكلّف را از آن نهى كردى » . ( 3 ) - « كبر » بكسر كاف و فتح باء خلاف صغر است يعنى بزرگى و سالخوردگى كه همان ايّام پيرى باشد . ( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « اگر گويند : چرا قيد زد اين معنى را به حال كبر ؟ - گوئيم : براى آن تخصيص كرد حالت كبر را كه آن حالت ضعف باشد و مساس حاجت بخدمتكار و مراعى ؛ و براى اين در مثل آورده‌اند كه : فلان أبرّ من النّسر ؛ براى آنكه كركس چون پير شود و او را نهوضى نباشد بچگان او را زقّه كنند بمانند آنكه مادر و پدر ايشان را زقّه كرده باشند » . ( 5 ) - كذا در نسخ و بهتر آن بودى كه بجاى « علف » : « قوت » گفتى ؛ زيرا كركس گوشتخوار و مردارخوار است و شايد علف نيز بخورد و اين تعبير به آن اعتبار درست باشد . ( 6 ) - كذا در نسخ و بهتر آن بودى كه بجاى « علف » : « قوت » گفتى ؛ زيرا كركس گوشتخوار و مردارخوار است و شايد علف نيز بخورد و اين تعبير به آن اعتبار درست باشد .