تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
هر كس كه دنيا خواهد و طلب دنيا كند « 1 » ما بتعجيل وى را در دنيا بدهيم آنچه خواهيم براى آنكه خواهيم و به آنچه خواهد در دنيا بر وى بخيلى نكنيم ؛ چه دنيا را بنزديك ما محلّى نيست كه اگر محلّى بودى هيچ كافر را از دنيا شربتى آب نداديمى ، پس اگر كافران را مراد و آرزو دهيم كرامت ايشان را نباشد ، و اگر مؤمنى را در دنيا مراد برنياريم نه از خوارى و هوان وى بود ، و گفته‌اند كه : معنى اينست كه : هر كه به عمل آخرت دنيا خواهد وى را دنيا بدهيم ؛ پس آنگه در قيامت دوزخ براى اوست در دوزخش جاى دهيم تا در آنجا سوخته ميگردد نكوهيده ، و از رحمت خداى دور گردانيده ، و هر كه آخرت خواهد و كار براى آخرت كند و او مؤمن باشد عمل او مقبول باشد و سعى او مشكور بود ، و شكر خداى سعى بنده را « 2 » دادن ثواب باشد بر طاعتش . آنگه گفت :
[ كُلًّا
« 3 »
نُمِدُّ ]
ما هر يكى را در دنيا از مطيع و عاصى و مؤمن و كافر بيفزائيم و در زيادت گردانيم از عطاى پروردگار تو يعنى از مريدان دنيا و مريدان آخرت هر چه از ما خواهند ما ايشان را بدهيم بحسب مصلحت ، عطاى پروردگار تو محظور نباشد و از كسى ممنوع نباشد بمؤمن و كافر و برّ « 4 » و فاجر برسد .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت بمعنى اين آيه گفته : « گفت : هر كه او اين سراى معجّل خواهد يعنى دنيا تعجيل كنيم براى او آنچه خواهيم بر وفق مصلحت يعنى چندانكه مفسده نباشد چه اگر كسى در دنيا تمنّاى مالى و ملكى كند و ما دانيم كه صلاح او نيست ندهيم او را آنچه خواهد ، آن دهيم كه ما خواهيم به مقدار آنكه ما خواهيم آن را كه خواهيم يعنى دنيا بنزديك ما بس محلّ ندارد اگر بعضى كافران را مراد و آرزوى ايشان بدهيم نه كرامت ايشان باشد كه پس از آن آن را عاقبتى ذميم باشد چه اگر براى كرامت ايشان بودى چنان بودى كه رسول ( ص ) گفت : لو كانت الدّنيا تزن عند اللّه جناح بعوضة ما سقى كافرا منها شربة ماء ؛ و مثله قوله تعالى : من كان يريد حرث الدّنيا نؤته منها و ماله فى الآخرة من نصيب » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و ذكر [ شكر ] مجاز است چنان كه ذكر [ قرض ] مجاز است فى قوله : من ذا الّذى يقرض اللّه قرضا حسنا ؛ و روا بود كه شكر بمعنى حمد باشد تا محمول بود بر حقيقت يعنى سعىشان محمود و مرضى بود » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « نصب [ كلّا ] بر [ نمدّ ] است مفعول به ؛ همه را مدد دهيم اينان را و ايشان را يعنى مريدان دنيا را و مريدان آخرت را از عطاء ما يعنى هر كس را آنچه خواهد بدهيم بحسب مصلحت و [ من ] تبيين راست » . ( 4 ) - [ برّ ] بفتح باء و تشديد راء بمعنى نيكوكار است ؛ در أقرب الموارد گفته : « برّ والده [ كنصر و ضرب ] برّا و مبرّة أحسن الطاعة إليه و رفق به و تحرّى محابّه و توقّى مكارهه فهو برّ به و بارّ ؛ جمع الاوّل أبرار و جمع الثانى بررة » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 287 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)