تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
براى آن او را خضر خواندند « 1 » كه هر كجا كه وى بنشستى زمين بگياه سبز گشتى او در ميان ايشان برخاست بدعوت و وعظ و تبليغ رسالت و تجديد احكام توراة و در عهد او بخت نصّر بيرون آمد و چندانى را از ايشان بكشت كه آسيا به خون ايشان بگردانيد « 2 » و اين نوبت دويم بود كه بنى اسرائيل در زمين فساد كردند خضر از ميان ايشان بگريخت و در بيابانى شد كه آنجا جز وحوش نبود بخت نصّر چون ولايت شام بگرفت و بنى اسرائيل را بكشت بفرمود تا بيت المقدّس خراب كردند و لشكر را گفت : تا هر يك سپرى كه داشت پر از خاك كردند آوردند و در بيت المقدّس انداختند تا أثر آن ناپديد شد و كوهى خاك گرديد « 3 » .
هامش
أمّته خير أمّة أخرجت للنّاس يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر بآياتى و توحيدى يصلّون قياما و قعودا و ركوعا و سجودا و يقاتلون فى سبيل اللّه صفوفا و زحوفا و يخرجون من ديارهم و أموالهم ابتغاء رضوان اللّه ، ألهمهم التّكبير و التّحميد و التّسبيح و التّمجيد و التّوحيد فى مسيرهم و مجالسهم و مضاجعهم و متقلّبهم و مثواهم يكبّرون و يهلّلون و يقدّسون على رءوس الاشراف و يطهّرون لى الوجوه و الأطراف و يعقدون الثّياب فى الانصاف قربانهم دماؤهم و قرآنهم فى صدورهم رهبان باللّيل ليوث بالنّهار ، ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم . فلمّا فرغ نبيّهم شعياء من مقالته غدوا عليه ليقتلوه فهرب منهم فلقيته شجرة فانفلقت له فدخلها فأدركه الشيطان فأخذ بهدبة من ثوبه فأراهم ايّاها فوضعوا المنشار فى وسطها فنشروها حتّى و قطعوه قطعوها و هو فى وسطها و اللّه اعلم » . ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) « براى آن او را خضر خواندند كه او بر پوستين سفيد نشست چون برخاست سبز بود ، و گفتند : براى آن ؛ تا آخر متن » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و قصّهء او در سورة البقره برفته است » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « آنگه برگشت با غنيمت بسيار و بردگان بنى اسرائيل آنگاه از آن اسيران و بردگان هفتاد هزار كودك را برگزيد چون وقت قسمت و غنيمت بود ملوك و امراى لشكر او گفتند : نصيب ما از غنيمت ترا اين كودكان بنى اسرائيل را بر ما قسمت كن هم چنان كرد هر يكى را از ايشان چهار كودك برسيد از جملهء ايشان دانيال بود و خبائيا و عزاريا و ميشايل ، و هفت هزار از اهل داود پيغمبر بودند ، و يازده هزار از سبط يوسف بن يعقوب و برادرش ابن يامين ، و سه هزار از سبط اشر بن يعقوب ، و چهارده هزار از سبط يالون بن يعقوب و بقيا بن يعقوب ، و چهارده هزار از سبط يهودا بن يعقوب ، و چهارده هزار از سبط روئيل و لاوى پسران يعقوب ، و بخت نصّر جملهء بنى اسرائيل را سه گروه نهاد گروهى را بكشت ، و گروهى را اسير و برده كرد و با خود ببابل برد ، و گروهى را بشام رها كرد بعضى گفتند : اين واقعهء دوم بود و بعضى گفتند : واقعهء اوّل بود كه خداى تعالى گفت :فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما؛ چون وعدهء نوبت اوّل بود از آن دو گروه و [ اولى ] تأنيث أوّل باشد و [ فعلى ] مقصور در تأنيث أفعل تفضيل قياسى مطرّد است كالاكبر و الكبرى و الاصغر و الصغرى ،[ بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ ]أى ذى قوّة منيعة و شجاعة سديدة ، و البأس و البؤس الشدّة يعنى بخت نصّر و اصحاب او ؛ و ابتداى كار بخت نصّر كه ابن جريج روايت كرد از يعلى بن مسلم از سعيد جبير ( تا آخر متن ) » .