تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
بگريست و گفت : همانا كه خداى را درين كار سرّى هست كه من اين همه رنج بردم و به مقصود نرسيدم « 1 » . چون روزگارى برين برآمد پادشاه فارس صيحون نام كه در بابل بود با اميرانش گفت : تدبير آن نبايد ساخت كه طليعهء به زمين شام فرستيم تا بنگرد تا هيچ فرصتى هست ما را بر آن ؟ - گفتند : روا باشد آنگه يكى را اختيار كرد و صد هزار مرد بوى داد و گفت : برو تفحّص كن تا ما را بر شام هيچ فرصتى باشد يا نه ؟ او با ساز تمام بيامد و بخت نصّر در مطبخ او آمد و شد كردى بطمع طعامى ؛ چون بشام رسيدند ولايتى ديدند آبادان با لشكر بسيار از سوار و پياده ؛ آن مرد بيحدّ دندانش كند شد و دانست كه هيچ نتواند كرد بخت نصّر بيامد و در شام رفت و در مجالس و مجامع ايشان ميگرديد و ميگفت : شما را چه منع مىكند كه به زمين بابل رويد كه آنجا مالهاى بسيار و خزائن بيشمار است و اهل آنجا حصنى و قلعهء ندارند و آنجا بس لشكر نيست ، گفتند : ما اهل كارزار نيستيم و عادت بقتال نكرده‌ايم ، بخت نصّر بيامد و صاحب طليعه را بگفت تا او بازگشت و صيحون را گفت : آن شهريست كه در او لشكر بسيار است و من هيچ طمع نديدم آنجا ، پس صيحون از سر اين كار درگذشت ، امّا بخت نصّر در لشكرگاه او ميگرديد و ميگفت : بنزديك من خبريست از اخبار شام و سرّى از اسرار آن كه با كس نگويم مگر با ملك ، اين سخن زبان به زبان بملك رسيد او را بخواند و از آن بپرسيد گفت : اى ملك در شهر شام رفتم و أحوال ايشان را تفحّص كردم و آن را كه فرستاده بودى بيرون شهر فرود آمد و از أحوال ايشان هيچ خبرى ندارد و آن تفحّص كه من كردم او نكرد ، مدّتى بر اين برآمد روزى پادشاه با بزرگان لشكر و اميران خود گفت : ميخواهم كه لشكرى بشام فرستم باشد كه ناگاه بر ايشان زنند و شام را بگشايند « 2 » آنگه گفت : كه باشد كه اين كار را بشايد ؟ - هر -
هامش
( 1 ) - كذا در تمام نسخ اين تفسير و تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن گويا در اينجا اشتباهى در ترجمهء عبارت شده است زيرا عبارت ثعلبى اين است : « فكتب له كتابا » يعنى بخت نصّر براى اسرائيلى نوشتهء نوشت مطابق درخواست وى » و معنى عبارت آنست كه گفتيم نه آنكه « اسرائيلى اين حديث در كتاب خود نوشت » چنان كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) به نظر ميرسد . ( 2 ) - پوشيده نماند كه ابو الفتوح ( ره ) در ترجمهء عبارت ثعلبى مطالب را بعنوان تلخيص و اختصار ترجمه كرده و برخى از مطالب را انداخته و اسقاط كرده است ، و ابو المحاسن ( ره ) نيز عبارت ابو الفتوح ( ره ) را مختصرتر كرده است هر كه طالب اصل قصّه باشد بايد اصل عبارت قصص الانبياء ثعلبى را ملاحظه كند ليكن ما مهمّات مطالب را در ذيل صفحه نقل كرده‌ايم .