كس است كه بر خداى تعالى دليرى كند ، ايشان را هفتاد روز بگردانيدند و هر روز هر يكى را دو نان جوين ميدادند سنجاريب كس فرستاد كه : اى پادشاه ما را كشتن از اين آسانتر است بفرماى تا ما را بكشند كه ما را چنين زندگانى در خورد نيست ، ايشان را بازآوردند و قصد آن كرد كه ايشان را بكشد خداى تعالى بپيغمبر وحى كرد كه بگو پادشاه را : تا سنجاريب را با اين پنج تن رها كند تا ببابل روند و مردمان را خبر دهند از آنچه خداى با ايشان كرد ، ايشان برفتند و قصّه باز گفتند دانايان قوم گفتند : ما ترا گفتيم كه : مرو كه كس با خداى بنى اسرائيل بس نيايد « 1 » اين در مرّت اوّل بود ، سنجاريب از آن پس هفت سال بزيست آنگه بمرد و پسر زادهاش « 2 » بخت نصّر را خليفه كرد بر قوم و بخت نصّر نيز در بابل در ملك او هفده سال مقام كرد و صديقه كه ملك بنى اسرائيل بود وفات كرد و بنى اسرائيل در هرج و مرج افتادند و براى ملك و پادشاهى خونها ريختند و شعيا پيغمبر ايشان را پند ميداد قبول نكردند خداى تعالى بوى وحى كرد كه : برخيز و اين وحى من ببنى اسرائيل برسان ؛ او برخاست و گفت « 3 » : يا سماء اسمعى و يا أرض أنصتى
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « برنيايد » ؛ در بهار عجم گفته : « بس آمدن با كسى و بر كسى حريف شدن در زور و قوّت با كسى » ( آنگه بذكر شواهد شعرى آن پرداخته است ) .
( 2 ) بخت نصّر نوهء پسرى او بوده است ؛ ثعلبى گفته : « و استخلف من بعده بخت نصّر و كان ابن ابنه » .
( 3 ) چون خطبهء شعياء عليه السلام در غايت فصاحت و بلاغت و نهايت سلاست و متانت است براى روشنى چشم مؤمنانى و مسرّت قلب مسلمانانى كه آشنا به زبان عرب هستند عينا از عرائس ثعلبى كه مأخذ ترجمهء ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود بوده است در اينجا نقل ميكنم و و التماس دعا در صورت استفاده دارم و آن اين است ( ص 195 نسخهء مطبوعه بمصر بسال 1312 ) :
« فلمّا فعلوا ذلك قال اللّه تعالى لشعياء عليه السلام : قم فى قومك يوح على لسانك ؛ فلمّا قام النبىّ أطلق اللّه لسانه بالوحى فقال :
يا سماء اسمعى و يا أرض أنصتى فانّ اللّه أراد أن يقصّ شأن بنى اسرائيل الّذين ربّاهم بنعمته ، و اصطفاهم لنفسه ، و خصّهم بكرامته ، و فضّلهم على عباده ، و استقبلهم بالكرامة و هم كالغنم الضّائعة الّتى لا راعى لها ؛ فآوى شاردها ، و جمع ضالتها ، و جبر كسيرها ، و داوى مريضها ، و أسمن هزيلها ، و حفظ سمينها ، فلمّا فعل ذلك بطرت فتناطحت كباشها فقتل بعضهم بعضا ؛ حتّى لم يبق منهم عظم صحيح يجبر إليه كسير فويل لهذه الأمّة الخاطئة -