اورشليم « 1 » أن يأتيك راكب الحمار و من بعده صاحب البعير ؛ گفت : بشارت باد ترا اى پادشاه اورشليم كه مردى بيايد كه بر خر نشيند ، و از پس وى مردى كه صاحب اشتر باشد چون مدّت پادشاهى او بسر آمد و او را وفات نزديك رسيد و شعيا پيغمبر با وى بود سنجاريب ملك بابل بيامد با شصت هزار سوار و بيت المقدّس بگرفت و صديقه ملك را
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « اورشليم بضمّ اوّل و كسر ثانى و شين قرشت و لام و سكون ثالث و تحتانى و ميم نام شهريست كه بيت المقدّس در آن شهر واقع است و آن را ارسلم با سين بىنقطه و حذف تحتانى هم ميگويند و بعضى گويند اين لفظ فرنگى است » در منتهى الارب گفته : « شلّم كبقّم نام بيت المقدّس و در آن لغات است شلم ككتف و شلم كجبل و آن ممنوع الصرف است از جهت علميّت و عجمه و آن بعبرانى اورشليم است » .
ثعلبى در عرائس در احوال شعياء گفته : « و شعياء هو الذى بشّر بيت المقدس حين شكا اليه الخراب فقال : أبشر فانّه يأتيك راكب الحمار و من بعده راكب البعير » .
نگارنده گويد : طالب اين قصّه بطور تفصيل و غير تلخيص و تحريف و سهو و اشتباه مراجعه كند بقصص الانبياء ثعلبى تحت عنوان « قصّة شعياء » ( ص 194 - 197 چاپ مصر بسال 1312 ) .