گويد كه : اين بد زمينى است سزاى آنست كه ديوارش خراب كنند ، و كوشكش پست كنند ، و جويش بانبارند « 1 » و غرسش بسوزند تا باز همچنان خراب موات شود كه بود .
خداى تعالى مىگويد : اين ديوار بست « 2 » ذمّت منست ، و اين كوشك شريعت منست ، و اين جوى كتاب منست ، و اين قيّم پيغمبر منست ، و درخت نشانده « 3 » ايشانند ، و بر درختان كه خرنوب آمد أعمال بد ايشانست ، تقرّب ميكنند به من بگاو و گوسفند كشتن و چون آن « 4 » به من نرسد و گوشت آن من نخورم تقرّب به من آن باشد كه پرهيزگار
هامش
يأمركما أن تكونا عودا واحدا فلمّا قال لهما ذلك اختلطا فصارا عودا واحدا فقال اللّه تعالى قل لهم : إنّى قدرت على أن أؤلّف بين العودين اليابسين فكيف لا أقدر على ألفتهم إن شئت ، أم كيف لا أقدر على أن أفقّه قلوبهم و أنا الّذى صوّرتهم ؟ ! يقولون : صمنا فلم يرفع صيامنا ، و صلّينا فلم تنوّر قلوبنا ، و تصدّقنا فلم تزك صدقاتنا ، و ان دعونا به مثل حنين الجمال و بكينا به مثل عواء الذّئاب ؛ فى كلّ ذلك لا يسمع و لا يستجاب لنا .
قال اللّه تعالى : فسلهم : ما الّذى يمنعنى أن أستجيب لهم ؟ ! أ لست أسمع السّامعين ، و أنظر
( 1 ) در غالب نسخ « بينبارند » ؛ در برهان قاطع گفته : « انباردن بادال ابجد بر وزن و معنى انباشتن است كه پر كردن و انبار كردن چيزى باشد از چيز ديگر » .
( 2 ) در بهار عجم گفته : « ديوار بست مكانى كه بر اطراف آن ديوارها كشيده باشند ، خواجه نظامى گفته :بامّيد آن گنج ديوار بست * بر انداخت دينار خود را ز دست ». و اين تعبير اشاره به آنست كه مراد به « جدار » در اين كلام كه متن عربى آنست چنان كه در عرائس ثعلبى است : « فأحاط عليها جدارا » و در مقام تفسير آن گفته : « قل لهم : إنّ الجدار ذمّتى » و تعريف جدار مذكور در اوّل منكّرا براى عهد ذكرى است از قبيل « انّا ارسلنا الى فرعون رسولا فعصى فرعون الرسول » و از جملهء معانى جدار و حائط بستان « ديوار بست » است نه مطلق ديوار كه يكى از معانى « جدار » است و در سابق همچنين ترجمه شده است : « ديوارى محكم گرد آن برآرد » .
( 3 ) كلمهء « نشانده » صفت درخت است و عبارت عربى آن اين است : « و الغراس هم » .
( 4 ) در بعضى نسخ اين تفسير و تفسير ابو الفتوح ( ره ) « و خون آن به من نرسد » و گويا در ترجمهء اين عبارت محصّل معنى منظور شده زيرا نصّ عبارت عربى آن اين است : « فمرهم يتقرّبوا الىّ به ذبح البقر و الغنم و لا ينالنى اللحم و لا آكله و لكن يتقرّبون الىّ بالتقوى و الذبح عن النفس الّتى حرّمتها » مگر آنكه بگوئيم اصل عبارت : « و لا ينالنى الدّم و اللحم » بوده .