حذيفة اليمان گفت كه « 1 » : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : چون بنى اسرائيل تعدّى و ظلم از حدّ ببردند و پيغمبران را كشتن گرفتند خداى تعالى ملك پارس بخت نصّر را بر ايشان مسلّط كرد و ملك و پادشاهى او هفتصد سال بود با لشكرى بسيار بيامد و بر در بيت المقدس « 2 » فرود آمد و آن را حصار داد و بگشاد و هفتاد هزار مرد را بر خون يحيى زكريّا بكشت ، و هفتاد هزار را اسير كرد ، و آن شهر را بغارت داد و سلب « 3 » و حلىّ « 4 » بيت المقدّس بياورد ، و در آن جمله صد هزار و هفتاد هزار گردون « 5 » گرانبار
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « حذيفة بن اليمان گفت در قصّهء اين آيات من قوله :
و قضينا الى بنى اسرائيل ( الى قوله ) و جعلنا جهنّم للكافرين حصيرا كه : رسول عليه السلام گفت : چون بنى اسرائيل ( الحديث ) » پوشيده نماناد كه اين حديث در الدّر المنثور سيوطى در ذيل همين آيه بتمامه نقل شده است و بعضى از مشكلات عبارات را ما ببركت مراجعه به آن حلّ كرديم فان شئت فراجع ( ج 4 ؛ ص 165 ) و نصّ عبارت او نسبت بسند آن اين است :
« أخرج ابن جرير عن حذيفة بن اليمان رضى اللّه عنه قال قال رسول اللّه ( ص ) : الحديث ) » .
( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « بيت المقدس كمجلس بمعنى بيت المقدّس كمعظّم » و نيز گفته : « بيت المقدّس نام مسجد شام ؛ مقدسىّ منسوب بوى » .
( 3 ) - در نهاية گفته : « فى الحديث : من قتل قتيلا فله سلبه : قد تكررّ فى الحديث ذكر السلب و هو ما يأخذ أحد القرنين فى الحرب من قرنه ممّا يكون عليه و معه من سلاح و ثياب و دابّة و غيرها و هو فعل بمعنى مفعول أى مسلوب » و در منتهى الارب گفته : « سلب بالتحريك ربوده » .
( 4 ) - در منتهى الارب گفته : « حلى بالفتح پيرايه و زيور از معدنيّات باشد يا از سنگ ؛ حلىّ كدلىّ ( يعنى بضمّ دال و كسر لام و ياء مشدّد ) جمع ، يا حلى جمع است و حليه كطبية يكى » .
( 5 ) - « گردون » معنى لفظ « عجله » است كه در نصّ همين روايت حذيفه وارد است : « و استخرج منها سبعين الفا و مائة الف عجلة من حلىّ حتى أورده بابل ، در منتهى الارب گفته :
« عجله بالتحريك گردون كه بر آن بار كشند عجل محرّكة و أعجال و عجال ككتاب جمع » در بهار عجم گفته : « گردون نوعى از ارابه است كه بار بزرگ و توپها بدان كشند و آن را در عرف هندوستان چهكره و رهكله خوانند خواجه نظامى گفته :بكوه و بصحرا به سختى و رنج * سپاهش بگردون كشيدند گنج »در برهان قاطع گفته : « ارابه به وزن قرابه گردون را بگويند » و نيز در بهار عجم گفته : « ارابه به وزن قرابه گردون چوبى كه بر آن بار كنند و بعضى در رسم خطّ عرابه به عين نويسند ، و اين غلط عامّ است و صحيح عراده به عين و دال مهملتين است » . »